نامش «علمدار» است، جانباز 62 درصدی که به سختی نفس میکشد، میگوید: دردهایم نعمتند، من چون اقتدار و سربلندی ایران عزیز را میخواهم به سختی نفس میکشم تا مردم ایران راحت نفس بکشند.
در بهترین دوران زندگیش یعنی دوران جوانی دست از همه چیز شست و برای به تحقق رسیدن اهداف و آرمانهای واقعی نظام مقدس جمهوری اسلامی جوانیش را تقدیم نظام مقدس جمهوری اسلامی کرد او شاید اگر در آن موقع به جبهه نرفته بود مثل همسنیها و دوستانش که الان از سرمایه داران کلان هستند در رفاه و آسایش زندگی میکرد.
چون سرمایه دار بود برایش به راحتی دولا و راست میشدند اما او فدایی شد تا رفاه و آسایش و امنیت را برای سایرین به ارمغان آورد.
بله علمدار غلامی جانباز 62 درصدی به سختی نفس میکشد تا ما راحت نفس بکشیم؛ سرفه امانش را بریده در جیب او انواع اسپریهای جور واجور و رنگارنگ به چشم میخورد بعضی از این اسپریها را باید با داشتن کفش آهنی بدست آورد.
این همه سختی و زجر و درد شبانه ذرهای از اراده وهدفش را نکاسته و میگوید درد و الام را برای خود یک نعمت میدانم و خدایی با آن حال میکنم!
زیرا امید دارم رضای خدا در آن باشد و من چون اقتدار و سربلندی ایران عزیز را میخواهم به سختی نفس میکشم تا مردم ایران راحت نفس بکشند.
این قهرمان خردلی هم اکنون در بیمارستان ام آر آی شیراز با درد و الام دست و پنجه نرم میکند و وب مظلومین شیمیایی ایران در گفتگویی که با او داشت بر خود بالید و به این مردان آهنی و بیادعا افتخار کرد و این ایثار و از خود گذشتگی را به مقام معظم رهبری تبریک میگوید و این نوید را به مردم صبور و ارزشی ایران اسلامی میدهد که آرام و بدون دغدغه باشید و راحت بخوابید که تا ما این قهرمانان خردلی را داریم همیشه با اقتدار و سربلندی و عزت زندگی خواهیم کرد.
و این را هم بدانیم که بالندگی و سربلندیمان را مدیون این ایثارگران بیادعا هستیم به او میگوییم چه مشکلاتی دارید او خندهای زیبا همراه با تبسم میکند و میگوید مشکل فراوان اما از بیان آن معذور.
متعجب از او میپرسم واضح بگویید میگوید «در برابر مشکلات ایستادگی میکنم تا خدای ناکرده بدخواهان نظام و رهبری سوء استفاده نکنند.
ﺧﺪﺍ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﻭ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﮐﺮﺩﻩ ؛ قبول !
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻣﻨﺘﻬﯽ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﻭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺭﻭ ﺩﺍﺩﻩ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﻭﯾﻨﭽﯽ
ﺍﯾﺮﺍﻧﻢ ﺩﺍﺩﻩ ﺩﺳﺖ ساناز ۴ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﺗﻬﺮﺍﻥ ! :)))))
گله یک لرازخدا
خدایا انقدر دعا کردیم آخرم 1 گل خوردیم باختیم. حالا برو به همون آرژانتین جونت بگو واست روزه بگیره ماكه نیستیم.
شمام وقتی از خواب بیدار میشید چند دقیقه تو جاتون میمونین تا لود بشین؟؟
من یه رب طول میکشه تا لود بشم فک کنم ویروس دارم :| :| :|

من هروقت زمین میخورم به جای اینکه ببینم کجام داغون شده
فقط نگا میکنم دورم کسی نباشه ![]()
بعد میام خونه میبینم عه دستم قطع شده ![]()
یارو نصفه شب مزاحم شده بود!!
برداشتم میگم بعله؟؟
میگه خوابیدی؟
میگم نه اینجا هوا روشنه
میگه :عه؟ مگه کوجایی؟؟
گفتم من ایتالیام...
یارو ترسید شارژش تموم بشه قطع کرد دیگه زنگ نزد
ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺍﺯ ﺳﺮ ﮐﺎﺭ ﺑﺮﻣﯿﮕﺸﺘﻢ ﺩﯾﺪﻡ ﯾﻪ ﭘﺴﺮ ﺑﭽﻪ ﻗﺪﺵ
ﺑﻪ ﺯﻧﮓ ﺍﯾﻔﻮﻥ
ﻧﻤﯿﺮﺳﻪ ﻫﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﺧﻮﺩﺷﻮ
ﻣﯿﮑﺸﻮﻧﻪ ﺑﺎﻻ ،
ﻣﻨﻢ ﻣﺜﻞ ﯾﻪ ﺭﺍﺑﯿﻦ ﻫﻮﺩ ﺭﻓﺘﻢ ، ﮔﻔﺘﻢ : ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﺮﺍﺕ
ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﻢ ، ﺍﻭﻧﻢ
ﺳﺮﺷﻮ ﺗﮑﻮﻥ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ
ﺍﻭﻫﻮﻡ .....
ﻣﻨﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺳﺮﯾﻌﺘﺮ ﺩﺭ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﺵ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻦ ﺩﻭ ﺳﻪ
ﺑﺎﺭ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ،
ﺑﻌﺪﺵ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ : ﺧﻮﺏ ﺩﯾﮕﻪ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﮐﻨﻢ
ﺑﺮﺍﺕ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ؟؟
ﮔﻔﺖ ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻦ ﺗﺎ ﺻﺎﺣﺒﺨﻮﻧﻪ
ﻧﯿﻮﻣﺪﻩ !!!!... ﺗﻮ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻭﺭ
ﺑﺮﻭ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻭﺭ !!!.....
ﺑﭽﻪ ﻧﯿﺴﺘﻦ ﺑﺨﺪﺍ ﮔﺮﺍﺯﻥ ... (((:
ﺗﺎ ﯾﻪ ﺭﺑﻊ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﺜﻠﻪ ﺍﺳﺐ ﯾﻮﺭﺗﻤﻪ ﻣﯿﺮﻓﺘﻢ
الان تو اخبار میگه ۳۴۰۰۰ نفر تو امریکا خودشون نمیدونن ایدز دارن :|
یارو خودش نمیدونه تو از کجا میدونی؟:|
زيبا ترين كامنتي كه تو پيج مسي خوندم :
"""مسي اينايي كه بت توهين ميكنن ايراني نيستن اونايي كه نود دقيقه جلوشون به زانو در اومده بودين ايراني هستن""""
این کیک خیلی راحت درست میشه و خیلی هم خوشگل و خوشمزه س!
میشه برای روش یه سس شکلات هم درست کرد و ریخت(البته من این کار رو نکردم).میشه با خامه خوردش.خودش هم به تنهایی با چایی خیلی میچسبه!
مواد لازم:
آرد……………..2 لیوان
شکر…………….. 1 لیوان
روغن مایع…………….. 1/2 لیوان
شیر یا آب…………….. 1 و نیم لیوان
بیکینگ پودر…………….. 2 قاشق مرباخوری
وانیل یا دارچین…………….. 1/4 قاشق چایخوری
پودر کاکائو…………….. 3 قاشق غذاخوری
تخم مرغ…………….. 1 عدد
طرز تهیه:
اول از همه فر رو روشن می کنیم تا گرم بشه.(با 170درجه سانتگیراد)
روغن و تخم مرغ و وانیل یا دارچین و شکر رو باهم مخلوط می کنیم تا شکر حل بشه.بعدش شیر رو اضافه می کنیم.وقتی مواد یه دست شد، آرد و بیکینگ پودر رو مخلوط می کنیم و الک می کنیم و با بقیه مواد قاطی می کنیم.الک کردن آرد باعث پف کردن بیشتر کیک میشه.بعد از اینکه آرد رو اضافه کردیم مواد رو زیاد هم نمیزنیم تا پف کیک نخوابه.
بعدش مواد رو نصف می کنیم و توی دوتا ظرف میریزیم.یکی از مواد رو با پودر کاکائو مخلوط می کنیم.حالا دوتا ظرف از مایه کیک داریم:یکی ساده و یکی کاکائویی.
قالب رو چرب می کنیم و یه ملاقه از مایه ساده میریزیم کف قالب و بعدش یه ملاقه از مایه کاکائویی آروم میریزیم روی لایه ساده.لازم نیست که لایه کاکائویی روی کل لایه ساده رو بگیره.بعدش یه لایه ساده و یه لایه کاکائویی تا آخرش.
بعد میزاریم توی فر با حرارت متوسط(170 درجه سانتیگراد)تا زمانی که روی کیک طلایی بشه.کیک من در حدد یک ساعت طول کشید تا پخته شد.
بعدش از توی فر درمیاریم و میذاریم خنک بشه و بعد از قالب درش میاریم.اگه داغ درش بیاریم از قالب، ممکنه خرد خاکشیر بشه کیک نازنینمون!
اگه نخواستین هم میتونین ساده درستش کنین و اینجوری لایه لایه نکنین.بازم مزه ش خوبه!
نوش جاااان!
امروز روز شلوغ پلوغی داشتم .موبایلم رو برای 5 صبح کوک کردم اخه بایستی تا ساعت 6 حرکت میکردم و به مقصد مورد نظرم میرسیدم.امتحان مهمی داشتم.با چشمایی که از زور بی خوابی پف کرده بود اتاقمو مرتب کردم رفتم سمت ایینه بعد از 10 دقیقه که کارم تموم شد رفتم اتاق پارسا تا بیدارش کنم اخه اون هم باید میبردم.نمیشد که تنها بمونه.شوهر جونمم که باید سر کار میرفت. بعد از بدرقه ی شوهر جوونم و راس وریس کردن کارام را ه افتادم به همراه جوجوی نازم.بالاخره به مقصد رسیدم.با اندکی استرس امتحانمو عالی دادم.موقعی که داشتیم بر میگشتیم واقعا از شدت خستگی دل و رودم داشت میریخت تو دهنم.توی راه هم که پارسای عزیزم گیر داد واسم بستنی بگیر اونم بستنی عروسکی. حالا از این مغازه برو اون مغازه ... از بستنی عروسکی هم خبری نبود که نبود.دیگه با کلی خواهش وتمنا راضیش کردم که یه مدل دیگه بخریم.
وای وای ...وقتی به خونه زسیدیم هر دو شده بودیم کوره ی اتیش.یه راس رفتیم سمت حموم.هیچ چیزی این جور مواقع به اندازه ی یه حموم اب سرد نمیچسبه.
ناهارو چنان با اشتها خوردیم که انگاری از جزایر ماداگاسکار فرار کردیم.بعد از شستن ظرفا.تنها کاری که کردم زدن مسواک بود و کشیدن سیم تلفن برای داشتن یه خواب راحت.بعد از 3 ساعت با صدای شوهری هر 2 از خواب پریدیم. اول فک کردم اتفاق بدی افتاده ولی بعد از کمی دقت متوجه شدم همسریم در امتحانی که داده بود سربلند بیرون اومده ورتبه ی اول و به دست اورده اخه اون هم امتحان مشابه من رو داشت.البته ناگفته نمونه که در اون رقابت خاص من هم رتبه ی اول رو گرفتم.
کلی هر دومون به همراه کوچولومون پای کوبی کردیم وخستگی از تنمون بیرون رفت .یه چای دبش وباحال دم کردم وسه تایی به همراه کیک خوشمزه ای که خودم درست کرده بودم نوش جان کردیم.اگه دلتون نخاد. بازی پر از هیجان ایران وارزانتین ودیدیم و کلی هم خوشحال شدیم وهم دلمون سوخت از گلی که تو لحظات اخر جناب مسی بمون زد.امیدوارم تو بازی با بوسنی جبران کنیم و عود نشیم.ایشالله...
راستی شام هم آبدوخیار داشتیم.
جای همتون خالی...
گزارشگر بازی ایران آرژانتین عوض شد!
قراره به جای فردوسی پور از کویتی پور استفاده کنن :)))
نامه ی فدارسیون ایران به فدراسیون فوتبال آرژانتین قبل از بازی جام جهانی :
.
.
.
.
.
جرئت دارین بیاین والیبال بازی کنیم:))))
ناپلئون بناپارت:
اگر نیمی از لشگریانم ایرانی بودند تمام دنیا را فتح میکردم...
آدولف هیتلر:
اگر مهندسان اسلحه ساز من ایرانی بودند
صد سال قبل از تولدم نازی دارای بمب اتمی میشد.
پبامبر اعظم(ص):
روزی مردانی از سرزمین پارس به دور ترین نقطه ی علم خواهند رسید .
بن لادن:
اگر دنبال مردانی هستی که تا پای خونشان از عهدشان دفاع کنند
در سرزمین پارس به کاوش بپرداز .
اسکندر :
اگر روزی دیدی که فردی بخاطر کشورش حاضر شده تمام فرزندانش را قربانی کند.بدان که آن مرد اهل امپراطوری پارس است .
وی با بیان اینکه قبلا هم تلاش هایی برای بازپس گیری این شی تاریخی انجام شده بود، ادامه داد: روز پنجشنبه (4 مهر) آمریکایی ها تماس گرفته و گفتند که هدیه ای برای شما داریم.سپس این جام شیردال را با اسکورت ویژه به نمایندگی ایران آوردند و گفتند که این هدیه ما به ملت ایران است.

روحانی گفت: خوشحالیم که توانستیم این اثر گرانبها و نفیس را به ایران بیاوریم. این شی اکنون در سالن پاویون دولت است و اگر تمایل داشته باشید، می توان آن را باز کرده و رونمایی کنیم.
رییس جمهور تصریح کرد: همه آثار ارزشمند هستند و نشان از تمدن کهن این سرزمین دارند. امیدواریم همیشه ملت آفریننده علم فرهنگ و تمدن باشند.
وی سپس اعلام کرد: رئیس سازمان میراث فرهنگی این این جام را میان اهالی رسانه و خبرنگاران رونمایی می کند.
پدر داریوش فرضیایی (عمو پورنگ) روز گذشته بر اثر سرطان فوت کرد و پس از آن عکس یادگاری عمو پورنگ و پدرش، به عنوان عکس یادگاری با جنازه در سایتهای خبری میچرخد.
روز گذشته پدر داریوش فرضیایی در سن 85 سالگی جان به جان آفرین تسلیم کرد.
پس از آن فرضیایی با انتشار عکسی در کنار پدرش در اینستاگرام نوشت: «پدر عزیزم تولدت مبارک؛ خوش بحالت که زنده شدی و ما همچنان مرده در این دنیای بیارزش غوطهوریم... شادی روح همه رفتگان صلوات»

ساعاتی پس از انتشار این عکس، سایتهای مختلف آن را با تیترهایی نظیر «تصویر 18+ : عکس یادگاری عمو پورنگ با جنازه پدرش!!» منتشر کرده و برخی از آنها هم شرح و تفسیرهایی مبنی بر زشت بودن این کار مجری محبوب برنامههای کودکان ارائه کردند. برخی هم عنوان کردند که عموپورنگ به واسطه تاثیر بسیاری که بر ذهن کودکان دارد نباید این کار را انجام میداد.
این اظهارنظرها درحالی عنوان میشود که حقیقت ماجرا چیز دیگری است.این عکس یادگاری متعلق به روزهای آخر حیات و زمانی است که پدر داریوش فرضیایی به علت دست و پنجه نرم کردن با بیماری سرطان بسیار فرتوت شده است.








