در مقابل یک فرد معلول با سرعت کم راه برید.
در مقابل مادری که فرزندش رو از دست داده بچه تون را نبوسید.
در مقابل یک فرد مجرد از عشقتون نَگید.
و خلاصه …
در برابر کسی که نداره از داشته هاتون مغرورانه حرف نزنید
چه رفیقان عزیزی که بدین راه دراز
بر شکوه سفر آخرتم، افزودند
اشک در چشم، کبابی خوردند
قبل نوشیدن چای،
همه از خوبی من میگفتند
ذکر اوصاف مرا،
که خودم هیچ نمی دانستم
نگران بودم من،
که برادر به غذا میل نداشت
دست بر سینه دم در استاد و غذا هیچ نخورد
راستی هم که برادر خوب است
گر چه دیر است، ولی فهمیدم
که عزیز است برادر، اگر از دست رود
و سفرباید کرد،
تا بدانی که تو را میخواهند
دست تان درد نکند،
ختم خوبی که به جا آوردید
اجرتان پیش خدا
عکس اعلامیه هم عالی بود،
کجی روبان هم،
ایده نابی بود
متن خوبی که حکایت می کرد
که من خوب عزیز
ناگهانی رفتم
و چه ناکام و نجیب
دعوت از اهل دلان،
که بیایند بدان مجلس سوگ
روح من شاد کنند و تسلی دل اهل حرم
ذکر چند نام در آن برگه پر سوز و گداز
که بدانند همه،
ما چه فامیل عظیمی داریم
رخصتی داد حبیب،
که بیایم آنجا
آمدم مجلس ترحیم خودم،
همه را میدیدم
همه آنهایی،
که در ایام حیات،
نمی دیدمشان
همه آنهایی که نمی دانستم،
عشق من در دلشان ناپیداست
واعظ از من می گفت،
حس کمیابی بود
از نجابت هایم،
و از همه خوبیهام
و به خانم ها گفت:اندکی آهسته
تا که مجلس بشود سنگین تر
سینه اش صاف نمود
و به آواز بخواند:
” مرغ باغ ملکوتم نی ام از عالم خاک چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم”
راستی این همه اقوام و رفیق
من خجل از همه شان
من که یک عمر گمان میکردم تنهایم و نمی دانستم
من به اندازه یک مجلس ختم،
دوستانی دارم!
در وجـــود هــــر زن ،
دخـتـربـچـه ای چــهارسـالـه بـبـیـن
کـه از تـو فـقـطــ مـــــهـربـانـی و تـوجـه مـی خـواهـد ،
در آغـوشـش بـگـیـر ، نـوازشـش کـن …
خـیـالـش را راحـت کـن کـه هـسـتـی ، جـایـی نـمـی روی ،
طـوری رفـتـار کـن کـه اطـمـیـن…ـان حـاصـل کـنـد
زن هـای دیـگـر بـرایـت مـــــــهـم نـیـسـتـنـد !!
وقـتـی بـا نـگـرانـی مـسـیـر نـگـاهـت را دنـبـال مـی کـنـد
بـرگـرد و بـه لـبـخـنـدی مــهـمـانـش کـن و بـگـو ، بـه زبــ ـان بـیـاور :
” مـن فـقـطــ تــــــو را مـی بـیـنـم”..
شک دارم که خالق دانه های انار
زندگی مرا بی نظم چیده باشد . . .
مردی تمام عمر خود رو صرف پول درآوردن و پس انداز کردن نموده و فقط مقداری بسیار اندکی از در آمدش را صرف معاش خود می کرد و در واقع همسر خود را نیز در این مکنت و بدبختی با خود شریک نموده بود.
تا اینکه روزی از روزها او به بستر مرگ افتاد و دیگر برایش مسلم گردید که حتما رفتنی است. بنابراین در لحظات آخر، همسرش را نزد خود خواند. از او خواست در آخر عمری قولی برای او بدهد و آن این بود که تمامی پول هایش را داخل صندوقی گذاشته و در کنار جسد وی در تابوت قرارداده تا او بتواند در آن دنیا آنها را خرج کند. همسرش در حالی که با نگاهی شفقت انگیز به شوهر در حال نزع می نگریست، قسم خورد که به قولش وفا کند.
در روز تشییع و درست وقتی که تمامی مقدمات فراهم شده بود و مامورین گورستان می خواستند میخ های تابوت را بکوبند، زن فریادی کشید و گفت: «صبر کنید یک سفارش او مانده که باید به اجرا بگذارم». سپس کیسه سیاهی را از کیفش بیرون آورده و آن را داخل صندوق کوچک درون تابوت قرار داد.
خواهر خانم که از شرح ما وقع خبردار بود با لحنی سرزنش آمیز به همسر متوفی گفت: «مگه عقل از سرت پریده؟ این چه کاری بود که کردی؟ آخه شوهرت اون پول ها رو چه جوری میتونه تو اون دنیا خرج کنه؟»
زن پاسخ داد: «من فردی با ایمان هستم و قولی را که به همسرم دادم هیچ وقت فراموش نکرده ام. اما برای راحتی او، تمامی پول ها رو به حساب خودم واریز کردم و براش یه چک صادر کردم که بعد از نقد کردنش، بتونه خرجشون کنه».
فرق بین کشورهاى فقیر و غنى در قدمت آن کشورها نیست.
به طور مثال به هند و مصر نگاه کنید که بیش از ٢٠٠٠ سال قدمت دارند ولى فقیرند.
ولى ازسوى دیگر، کشورهاى کانادا، استرالیا و زلاندنو ١۵٠ سال پیش وجود نداشتند ولى امروز جزء کشورهاى پیشرفته و غنى هستند.
- فرق بین کشورهاى فقیر و غنى در وجود منابع طبیعى نیست.
به طور مثال، ژاپن را در نظر بگیرید. کشور کوچکى که ٨٠٪ آن کوهستانى است و براى کشاورزى و دامپرورى مساعد نیست امّا دومین اقتصاد دنیا را در اختیار دارد. این کشور مثل یک کارخانه عظیم شناور است که مواد خام از سراسر جهان به آن وارد میشود و محصولات صنعتى از آن به سراسر جهان صادر میگردد.
کشور سوئیس، مثال دیگرى است که در آنجا کاکائو کاشته نمیشود ولى بهترین شکلاتهاى دنیا را دارد. در این کشور کوچک، فقط ۴ ماه از سال دامپرورى و کشاورزى صورت میگیرد ولى محصولات لبنى با بهترین کیفیت تولید میگردد. - فرق بین کشورهاى فقیر و غنى در هوش افراد آنها نیست.
هنگامى که مدیران و کارشناسان کشورهاى غنى با همتاهاى خود در کشورهاى فقیر ارتباط برقرار میکنند درمییابند که تفاوت مهمى از نظر هوشمندى بین آنان نیست. - فرق بین کشورهاى فقیر و غنى در رنگ پوست و نژاد نیست.
مهاجرانى که از کشورهاى فقیر به کشورهاى غنى آمدهاند به خوبى قدرت خلاقه خود را نشان دادهاند.
پس فرق آنها در چیست؟
- تفاوت در نگرش و طرز فکر مردم آنهاست که طى سالها از طریق آموزش و فرهنگ جا افتاده و شکل گرفته است.
- تحلیل رفتار مردم در کشورهاى غنى و توسعه یافته نشان میدهد که اکثریت مردم آنها از اصول زیر در زندگیشان پیروى میکنند:
1- اخلاقیات، به عنوان یک اصل اولیه
2- یکپارچگى
3- مسئولیتپذیرى
4- احترام به قانون و مقررات
5- احترام به حقوق شهروندان دیگر
6- عشق به کار
7- تمایل به پسانداز و سرمایهگذارى
8- وقتشناسى
9- تمایل به کارهاى قهرمانانه - امّا در کشورهاى فقیر، تنها اقلیت کوچکى از این اصول اولیه در زندگى روزمرهشان پیروى میکنند.
علت فقیر بودن ما کمبود منابع طبیعى یا ناسازگارى طبیعت نیست.
علت فقیربودن ما در نگرش و طرز فکر خود ما نهفته است.
در ما عزم جدّى براى پیروى و آموزش این اصول کارکردى جوامع غنى و توسعه یافته وجود ندارد.
اگر کشور خود را دوست دارید این مطلب را به دیگران نیز برسانید.

از کوچه های بلند
از غروب های خلوت
و از خیابان های بدون عابر می ترسی....!
از صدای متورسیکلت ها و دوچرخه هایی که بی هدف...
در کوچه پس کوچه ها می چرخند میترسی!
از بوق ماشین هایی که روز های گرم تابستان...
جلوی پاهایت ترمز می کنند
و تو فقط چهره ادم هایی را می بینی
که در چشم هایشان حس نوع دوستی موج می زند.....!
زن که باشی ترس های کوچکی داری
به بزرگی همه ی بی عدالتی هایی که...
به جرم زنانگی محکومت می کنند...
و همیشه این تویی که مقصری
فقط تو ایرانه که تا از بی پولی حرف میزنی
میگن : خدا رو شکر سالمی
وقتی تصادف میکنی دهنت سرویس میشه میگن :
خدا رو شکر کن زنده ای !
وقتی هم میمیری میگن :
خدا رو شکر راحت شد!

حجتالاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان درباره نقش پیادهروی روز اربعین میگوید: روایت دارد که امام زمان(عج) که ظهور فرمود، پنج ندا میکند به اهل عالم:
اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین قَتَلُوهُ عَطشاناً،
اَلا یا اَهلَ العالَم اِنَّ جَدِی الحُسَین سحقوه عدوانا،...
امام زمان خودش را به واسطه امام حسین(ع) به همه عالم معرفی میکنند ...






