
به مـرد بودن و مـرد ماندن و مـردانگی ات افـتخار میکنم
تویی که پشت آن چهره ی جدی مهربـانی ات حس میشود . . .
تویی که غـرورت را که همچون کوه قد برافراشته برای من میشکنی . . .
تویی که در میان جمع به هیچکس نـگاه نمیکنی جـز من . . .
تویی که در اوج نـاراحتی به رویم لـبخند میزنی . . .
تویی که با تـمام خسـتگی ات مـرا هـمراهی میکنی . . .
تویی که در روزهای بی حوصلگی به پـای درددل هایم می نشینی . . .
تویی که بهانه گرفتن ها و بی قـراری هایم را با یـک ” بـوسه “ خاتمه میدهی !
تویی که در برابر مشکلات سینه سپر میکنی و تـنهایم نمیگذاری . . .
تویی که با تـمام قـدرتت در برابر احـساسم زانـو میزنی . . .
تویی که اول روحـم را به پـرواز در میاوری و بـعد جـسمم را در آغوش میکشی . . .
تویی که نـوازشت بـوی خوب ” آرامـش” میدهد نه “هـوس” . . .
تویی که شوخی میکنی تا گـل لـبخند را بر لـبانم بکاری . . .
آآآآری
تـو
شـاهزاده ی رویـای دخـترانه هستی . . .
ای مـرد
نمیـخواهم با آن اسـب سفید بالدار بیایی !
همیـن که قلبت سفید و بی ریـا بـاشد برای مـن کـافی ست . .
![]()
دوست داشتنی ترین رابطه ها ،
رابطه هایی دو طرفه اند ...!
یعنی هر دو میکوشند برای ادامه دار شدنش ...!
هر دو خطر می کنند ...!
هر دو وقت می گذارند ...!
هزینه می کنند ...!
هر دو برای یک لحظه بیشتر، در کنار هم بودن با زمان هم میجنگند ...!
.

کنارم که هستی
زمان هم مثل من دستپاچه میشود
عقربه ها دوتا یکی میپرند
اما همین که میروی
تاوان دستپاچگی های ساعت را هم من باید بدهم
جانم را میگیرند ثانیه های
بی تو…

خارش نوعی سوزش در پوست است که موجب خاراندن پوست میشود و یکی از شایعترین مشکلات پوستی است که میتواند موضعی و محدود به یک ناحیه از بدن باشد و یا نقاط مختلف بدن را درگیر کند. در برخی موارد نیز خارش پوست هنگام شب بدتر میشود. معمولاً اگر کل بدن دچار خارش شود، درمان به نسبت خارش موضعی سخت تر خواهد بود. بیشتر مواقع بدون تظاهرات خارجی، پوست دچار خارش میشود؛ ولی در برخی موارد نشانههایی همچون برآمدگی، تاول، قرمزی و … بروز میکند. در این گونه موارد بیمار باید به متخصص پوست مراجعه کرده و علت آنرا بیابد. مثلاً ممکن است خارج ناشی از ابتلا به اگزما و یا گال باشد.
آیا باید پوست را بخارانیم؟ این کار معمولاً خارش را بیشتر میکند. ممکن است خاراندن بدن ابتدا موجب آرامش و رضایت شود، اما در نهایت پوست تحریک و ملتهب شده و خودِ التهاب موجب خارش بیشتر میگردد؛ بنابراین در اکثر مواقع خاراندن پوست اوضاع را وخیمتر میکند؛ به خصوص اگر موجب خارش در پوست شود که باکتری وارد آن شده و عفونت کند و عفونت ثانویه خود، موجب خارش بیشتر میشود. اگر خارش پوست ماهها یا سالها طول بکشد، آن قسمت خراشیده و پوست آن کلفت شده و رنگدانههای آن تغییر رنگ میدهند و تیره میشوند. بهترین روش برای درمان پوست تحریک شده، جلوگیری از خاراندن آن است. دلایـل خـارش پـوست شرایط و دلایل بسیاری برای خارش پوست وجود دارد. حتی دلایل روانی، مثل استرس و اضطراب نیز ممکن است موجب خارش شوند و یا آن را تشدید کنند. خشکی پوست نیز یکی از دیگر عوامل است. قرار گرفتن در معرض اشعه UV و آفتاب سوختگی نیز میتواند موجب خارش پوست شود. سایر دلایل عبارتند از: تغییرات پوستی، اختلالات متابولیک و غدد درون ریز (بیماری کبد، کلیه یا پرکاری و کم کاری تیروئید)، سرطان، واکنش به مواد مخدر، مشکلات صفرا، بیـمــاریهای خونی نیش حشراتی همچون کک و پشه. در برخی موارد نیز واکنشهای آلرژیک، به شکل خارش بروز میکنند.
عفونتها هم یکی از دیگر دلایل خارش پوست هستند؛ مثلاً خارش و سوزش دستگاه تناسلی زنان و مردان میتواند ناشی از عفونتی باشد که در مقاربت جنسی انتقال یافته است و یا خارش مقعد به دلایل عفونت و یا انگل، رعایت نکردن بهداشت باشد. عفونتهای قارچی و پسوریازیس نیز موجب خارش پوست میشوند. در برخی موارد خارش به دلیل هجوم شپش به بدن، مثل شپش سر و یا شپش عانه است. گال نیز یک بیماری مسری پوستی است که با خارش شدید در شب همراه است. از دیگر عوامل میتوان به دیابت، زونا، اسکلروز، لوازم آرایشی و … اشاره کرد. واکنش به مواد مخدر یا برخی داروها نیز میتواند موجب کهیر پوستی و خارش شود. اغلب اوقات، زنان اظهار میدارند که در دوران بارداری، بدن آنها خارش میگیرد و یا خارش آنها بدتر میشود. باید گفت که در بیشتر مواقع خارش ناشی از یک بیماری زمینهای خطرناک و جدی نیست. ولی باید به پزشک متخصص مراجعه شود در بارداری اول نوعی کمر بارداری منجر به خارش میشود که به علت بزرگ شدن سریع شکم میباشد که نیاز به مراجعه به متخصص پوست دارد.
درمــان سرما: سرما منجر به بیحسی فیبرهای عصبی بدن میشود و همین بی حسی خارش را تسکین میدهد. راههای سرد کردن پوست و کاهش خارش عبارتند از:
آب سرد: قسمت مورد نظر را با آب سرد بشویید یا یک کیسه یخ و یا آب سرد روی آن قرار دهید. دوش آب سرد قرار دادن کیسههای آب یخ روی پوست (این کیسهها معمولاً در داروخانهها عرضه میشوند). توجه داشته باشید که گرم کردن محل خارش، هیچ تأثیری در تسکین آن ندارد و حتی اگر خارش کاهش یابد، برخی کرمهای مثل لیدوکائین خود باعث تحریک پوست شده و خارش ایجاد میکند. خیلی سریع دوباره شروع خواهد شد؛ بنابراین توصیه میشود از این روش استفاده نکنید.
کرمها و لوسیونهای ضد خارش فنول، «Pramoxine»، دیفن هیدرامین یا «Benzocaine» و یا هر نوع بی حس کننده دیگر. شما میتوانید این کرمها را به دفعات روی محل خارش بمالید. آنها انتهای اعصاب را بیحس کرده و درد و خارش را کاهش میدهند. کرمها و لوسیونهایی که حاوی هیدروکورتیزون هستند، موجب کاهش خارش میشوند؛ البته خارشهایی که ناشی از اگزما یا خشکی پوست باشند. در واقع این خارشها ناشی از پاسخ به کورتیزون هستند. هیچ کدام از کرمهای حاوی هیدروکورتیزون، حتی محصولاتی که ادعا میکنند در کاهش خارش تأثیر زیادی دارند، در حالتهای شدید، به رفع خارش کمکی نخواهند کرد. مثلاً در مواقعی که خارش ناشی از نیش حشرات است، استفاده از این کرم، مؤثر نیست. اگر بیش از ۱۰ روز از کرمهای حاوی هیدروکورتیزون استفاده کردید و نتیجهای نگرفتید، حتماً با یک پزشک مشورت کنید تا علت خارش را بیابد.
داروهای خوراکی به طور معمول، آنتی هیستامینها، خارش را درمان میکنند؛ مثل دیفن هیدرامین، هیدروکسی زین، کلرفتیرامین و … از آنجا که این داروها خواب آور نیز هستند، نباید قبل از رانندگی و یا کار با ماشینهای سنگین از آنها، استفاده کنید. اگر نمیخواهید دچار خوابآلودگی شوید، میتوانید از «Loratidine» و یا «Fexnferadine» استفاده نمایید، زیرا با اینکه نوعی آنتیهیستامین هستند، درصد مواد خوابآور آنها بسیار کمتر از سایر آنتیهیستامین است. آنها نسل دوم آنتیهیستامین نامیده میشوند که نسبت به نسل اول خاصیت آرامبخشی کمتری دارند.
مراجعه به پزشک اگر خارش پوست بدن تان، آرامش و خواب شما را سلب کرده و یا به علت خاراندن بیش از حد، پوست تان دچار عفونت شده و رنگدانههای آن تغییر رنگ داده و یا پوست شما ضخیم شده است، حتماً به پزشک مراجعه کنید. پزشک در صورت لزوم کورتیزون یا آنتیهیستامینهای قویتری تجویز میکند و در صورتی که خارش ناشی از یک بیماری زمینهای باشد، به درمان آن میپردازد. گیاهان مفید برای درمان خارش آلوئه ورا، روغن کبد ماهی، آبلیمو، ویتامین E و روغن جوانه گندم، خارش را تسکین میدهند. اضافه کردن ۲ قاشق غذاخوری سرکه به آب حمام، خارش را تسکین میدهد. برای درمان خارش ناشی از عرق سوز شدن و یا نیش زنبور و یا حشرات، جوش شیرین را در آب گرم حل کرده، سپس با آب سرد حمام مخلوط کنید و بدن خود را با آن بشویید.
رژیم غذایی نقش مهمی در مبارزه با خارش و آلرژیها دارد. اگر غذایی را که موجب حساسیت و خارش شما میشود، شناسایی کنید، با اجتناب از خوردن آن به راحتی خارش خود را درمان خواهید کرد. غذاهای غنی از ویتامین C، بتاکاروتن، ویتامین E، روی و مواد معدنی، به درمان خارش پوست کمک میکنند.
خشکی پوست خارش را بدتر میکند، محل آسیب دیده را تمیز و چرب نگه دارید و از گرما و رطوبت بیش از اندازه خودداری کنید. لباسهای سبک و خنک بپوشید.
نوشیدن ۱ الی ۲ فنجان چای گزنه خارش را کاهش میدهد. به این منظور، ۱ الی ۲ قاشق چای خوری برگ خشک گزنه را درون یک فنجان آب جوش بریزید و بعد از ۱۵ دقیقه بنوشید. مخلوط کردن نشاسته با آب وان نیز، خارش را تسکین میدهد. مخلوط آب نارگیل تازه و گوجهفرنگی و ماساژ پوست با این مخلوط، در بهبود و تسکین خارش بدن مؤثر است. برگ ریحان، خارش ناشی از عفونتهای قارچی را درمان میکند.
در زنان یائسه، کمبود استروژن موجب خارش بدن میشود؛ بنابراین تأمین استروژن از غذاها موجب کاهش خارش میشود. مواد غذایی حاوی استروژن عبارتند از: خرما، گیلاس، آلو، هویج، سیبزمینی، زیتون، خیار، بادمجان، رازیانه، تخم آفتابگردان و جوی دو سر، عسل و عدس و سویا.
مصرف بذر کتان، عملکرد کبد را بهبود بخشیده و خشکی و خارش پوست را کاهش میدهد. گاهی اوقات خارش ناشی از گرمای هوا و افزایش درجه حرارت بدن است. در روزهای گرم با نوشیدن مایعات فراوان، بدن و پوست خود را خنک نگه دارید.
بدون نسخه پزشک از هیچ دارویی استفاده نکنید. برخی از داروها خود میتوانند سبب خارش شوند؛ مثل استامینوفن کدئین که متاسفانه بسیاری از افراد بدون نسخه آنرا مصرف میکنند. همیشه از ضد آفتاب استفاده کنید؛ حتی در فصل پائیز و زمستان.
از پوشیدن لباسهای پشمی خودداری کنید و چنانچه ناچار به پوشیدن آن هستید، زیر آن لباس نخی یا ابریشمی بپوشید تا لباس پشمی با بدن شما در تماس نباشد. از مصرف لبنیهای پر چرب خودداری کنید؛ زیرا حاوی مواد افزودنی تحریک کننده پوست هستند. از لوازم آرایشی و زیبایی حاوی روغن استفاده نکنید؛ زیرا بیشتر مواقع روغن این مواد حساسیتزاست.
سپاس از دکتر سیمین ابراهیم زاده-متخصص پوست، مو و زیبایی
.
بنیامین بهادری به همراه دخترش بارانا |

( ترانه : فرید احمدی / آهنگ : بنیامین بهادری / تنظیم : نیما وارسته ) ( میکس و مسترینگ : نیما وارسته / گیتار اسپانیش ، آکاردئون : فیروز ویسانلو ) ( گیتار بیس : آرش سعیدی / گیتار الکتریک : آلن بارسخیان ) (پرکاشن : علیرضا میر آقا / درامز : استیو آوانسیان / گیتار آکوستیک : محمد موجرلو )
( بنیامین بهادری به همراه دخترش بارانا )
( بارانا و مادرش نسیم حشمتی )
آلبوم جید بنیامین بهادری در سکوت مطلق خبری در بازار موسیقی کشور منتشر شد.
این خواننده نام «بنیامین ۹۳» را برای آلبومش انتخاب کرده و در توضیحات اثر نوشته: «تقدیم به نسیم جان ، با عشق و امید».
نسیم حشمتی همسر بنیامین بهادری ، 29 آذر امسال در بزگراه شهید همت و در تصادف اتومبیل درگذشت.او و بنیامین سوار یک دستگاه "دوو ماتیز" و در مسیر شرق به غرب همت ، در حال حرکت بودند که یک دستگاه "پژو 206 " از پشت به این خودرو برخورد کرده و به علت سرعت و شدت ضربه، خودرو به سمت راست منحرف و در فضای سبز سمت راست حاشیه بزرگراه واژگون شد.
نسیم حشمتی که 30 ساله بود، بر اثر ضربه، مصدوم و به بیمارستان منتقل و در آنجا فوت کرد. او و بنیامین یک دختر خردسال به نام بارانا داشتند که عکس او روی آلبوم جدید بنیامین و در کنارش دیده می شود.
به گزارش سایت موسیقی ما ، در این آلبوم فرید احمدی ، نیما وارسته و علی منصوری با بنیامین همکاری داشتهاند و این خواننده ملودیهای آلبومش را خودش ساخته است. این آلبوم 12 قطعه به نامهای قهوه، جادوگر گیسو، مدار، دوباره چشمات، هفته عشق، دست نگه دار، عشق داغ من، یه خونه، فقط شبیه خودتی، گل یاس 2، آشوب و عشق در روز قیامت ، دارد.
بنیامین در قسمتی از کاتالوگ معرفی این آلبوم نوشته است: «تمام این ترانهها دلتنگ تواند، مثل خود من که بیشتر از همیشه دلم برایت تنگ شده است»
بنیامین بهادری چند روز پیش هم در صفحه شخصی اش در ایسنتاگرام با انتشار متنی از همدردی مردم و دوستانش تشکر کرد و نوشت:«سپاس از شما كه شانه به شانه مان بوديد كه سنگينى بار اين غم از سر و دوش ما گران تر بود .آن كه شمعى برافروخت، آنکه آهى كشيد، آن كه شبنم اشكى افشاند، آن كه گلى فرستاد، آن كه قدمى به تسلايمان برداشت،آن كه از دوردستها دعايمان كرد گمان نبرد كه فراموشمان مى شود.
او مانند نسيم از اين باغ عبور كرد و بارانا يادگارش در دستان ماست. بيهوده نبود كه نسيم در تمام ترانه هايمان وزيدن گرفته بود و مگر مى شد كه باران نبارد.
واى باران باران
شيشه پنجره را باران شست
از دل من اما چه كسى نقش تو را خواهد شست.»
برای نخستین بار بنیامین در پوستر آلبومش از تصویری دختر کوچکاش به نام «بارانا» هم استفاده کرده که همین انتخاب باعث شده پوستر این آلبوم پوستری خاص و ویژه شود.
در این آلبوم «فرید احمدی» و «نیما وارسته» و «علی منصوری» با بنیامین همکاری داشتهاند و این خواننده ملودی های آلبومش را خودش ساخته است.
خبر ازدواج مهناز افشار و محمد امین رامین
مهناز افشار هنرپیشه مشهور ایران با محمد امین رامین فرزند محمد علی رامین معاون مطبوعاتی دولت احمدی نژاد ازدواج کرده است
شنیده ها حاکی از این است که مهناز افشار بازیگر پرکار و مشهور کشورمان با محمد امین رامین پسر معاون مطبوعاتی ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد نامزد کرده است. به روایتی مهناز افشار هنرپیشه مشهور ایران با محمد امین رامین فرزند محمد علی رامین معاون مطبوعاتی دولت احمدی نژاد ازدواج کرده است
البته قابل ذکر است این خبر در حالی منتشر شده که مهناز افشار این خبر را تکذیب نکرده است. اگر اخبار جدیدی از تایید یا تکذیب این خبر به دستمان برسد ان را در اختیار کاربران قرار خواهیم داد.
بیوگرافی محمد امین رامین
در زیر گزیده هایی از مصاحبه خبرگزاری برنا را با محمد امین رامین فرزند محمد علی رامین میتوانید ملاحظه فرمایید.
محمدامین در این مصاحبه به نکاتی در مورد خودش و زندگیشان اشاره کرده است که خواندن آنها خالی از لطف نیست
محمدعلی رامین در سال ۱۳۳۲ در خانواده ای مذهبی در دزفول متولد شد و در جوانی به کشور آلمان عزیمت نمود و قریب به بیست سال را در آنجا مشغول تحصیل و فعالیت های فرهنگی بود و به دلایلی کشور آلمان با حضور وی در این کشور مخالفت نمود و پس از آن وی به ایران آمد و در آبان ماه سال ۱۳۸۸ طی حکمی از سوی سید محمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان معاون مطبوعاتی این وزارتخانه منصوب شد.
محمد امین رامین ، متولد سال ۱۳۶۶، دانشجوی رشته علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی است و دوران کودکی را به همراه خانواده اش به علت موقعیت شغلی و درسی پدرش در آلمان زندگی کرده و پس از آن ساکن تهران شده است.
خودتان را معرفی کنید؟ محمد امین رامین متولد سال ۱۳۶۶.
نسل دومی هستی یا سومی؟ احتمالا نسل سومی.
تا به حال از نسل دوم صحبت شده؟ خیلی نه، یا ما خوب نفهمیدیم یا خوب تعریف نشده است.
دانشجو هستی؟ بله دانشگاه علامه، ترم ششم، سال سوم.
بیوگرافی کامل مهناز افشار
مهناز افشار در ۲۱ خرداد ۱۳۵۶ در تهران به دنیا آمد و متولد سال مار است.
مهناز افشار در کودکی خیلی شیطنت می کرد و همیشه دوست داشت بوفه دار مدرسه باشد، یک بار بخاطر شیطنت های فراوانش دو روز از مدرسه اخراج شد، عاشق آتاری مخصوصا بازی دزد و پلیس بود و … به تماشای کارتون علاقه فراوانی داشت و از سیندرلا، صدویک سگ خالدار، پلنگ صورتی، مورچه و مورچه خوار، سند باد، باربا پاپا، بامزی، هاچ زنبور عسل، خانواده دکتر ارنست و جودی ابوت بعنوان کارتونهای دوست داشتنی کودکی اش یاد میکند.
رشته تحصیلی مهناز افشار در دبیرستان علوم تجربی بود و برای ادامه تحصیل بمدت چهار سال در یک موسسه غیر انتفاعی به تحصیل در رشته تدوین پرداخت.
بازیگری مهناز افشار از تلویزیون و با مجموعه تلویزیونی (عشق گمشده) در سال ۱۳۷۶ آغاز شد.
شباهت بیش از حدمهناز افشار به فائقه آتشین (گوگوش) باعث شد تا قبل و بعد از اکران فیلم « شور عشق » به خواست خود سوژه اول مطبوعات باشد. بعد از مدتی جنجال مطبوعاتی و پس از توقیف فیلم « خاکستری » مدتی از او خبری نبود. تا اینکه پس از یکسال با بازی در فیلم « نگین » به سینما بازگشت.
مهناز افشار با فیلم (دوستان) به کارگردانی علی حاتمی در سال ۱۳۷۷ به سینما راه یافت به اتفاق محمد رضا گلزار با حضور در فیلمهای (کما)، (زهر عسل)، (۱۳ گربه روی شیروانی)، ( تله)، (آتش بس) و (کلاغ پر) به نوعی میتوان گفت که یک زوج هنری تشکیل داده بودند.
شایان ذکر است که فیلمهای یاد شده همگی از پر فروشهای زمان خود بوده اند.
به اعتقاد مهناز افشار بازی رئال خیلی سخت تر از انواع دیگر است در حالیکه مخاطبان سینما به دیدن وی در فیلم هایی که صرفا گیشه را مد نظر داشتند عادت کرده بودند،مهناز افشار با ایفای نقش کوتاهی در فیلم “سالاد فصل” نشان داد که توانایی هایش بسیار بیشتر از حضور صرف در این فیلمهاست و با بازی در (آتش بس) مهر تاییدی بر این مدعا زد برای قبول یا رد یک پیشنهاد با تهمینه میلانی، فریدون جیرانی و محمدرضا شریفی نیا همیشه مشورت میکند و اعتقادی به داشتن مدیر برنامه ندارد.
مهناز افشار حضور در “دعوت” حاتمی کیا را برای خودش اتفاق بزرگی میداند و از این اتفاق ابراز خوشحالی میکند. قرار بود در سریال “شمس العماره” به کارگردانی سامان مقدم ایفای نقش نماید اما از حضور در این کار تلویزیونی انصراف داد. دلیل این انصراف جراحی دهان و لثه ذکر شد.
در سالهای اخیر از مهناز افشار بعنوان پولسازترین سینمای ایران یاد شده و حضورش در هر فیلم با فروش خوبی مواجه بوده است.
مهناز افشار در میان ورزشها به اسکی و شنا علاقه دارد و به آنها می پردازد و البته والیبال هم جزء ورزشهای مورد علاقه ی اوست. در بیشتر نقشهایی که بازی کرده به ارائه کاراکتر یک دختر شوخ و اجتماعی و برون گرا می پردازد.
مهناز افشار کاراکترهای خاکستری را به نقشهای کاملا مثبت و کاملا منفی ترجیح میدهد و معتقد است خاکستری بودن یک کاراکتر کمک میکند که تماشاگر تا انتهای فیلم برود و منتظر کشف جدیدی باشد. همیشه دوست داشت نقشهای متفاوت و عجیب غریب بازی کند و می گوید: “آرزویم این است که نقش آنتونی کویین در گوژ پشت نتردام را بازی کنم.“
مهناز افشار می گوید تبریک تولد بهترین شادباشی است که تاکنون شنیده است و به معنای واقعی تولد را دوست دارد. خود را خیلی شکمو میداند و غذا خوردن را هم دوست دارد و می گوید: “به نظرم دست پختم عالی است چون به دلیل شکمو بودنم برای غذا پختن وقت می گذارم و طعم غذا هم برایم اهمیت فراوانی دارد” غذاهای مورد علاقه اش لوبیا پلو و ماکارونی است و به خاطر همین علاقه این غذاها را خیلی خوب می پزد.
مهناز افشار می گوید در زندگی همه چیز را فقط از خدا میخواهم و بس.
مهناز افشار مدتی شوی لباس داشت اما به خاطر وقت گیر بودنش از این کار صرف نظر کرد. در سینما به قسمت و اتفاقات ناشی از آن که برای آدمها رخ میدهند اعتقاد دارد و می گوید “من معتقدم که مسیرم مشخص شده است.” در کودکی از کارهای سخت که هیجان زیادی داشت لذت میبرد و به همین دلیل هیچوقت دوست نداشت دکتر یا مهندس شود بلکه میخواست راننده کام یون باشد.
مهناز افشار پس از اینکه بازی در فیلم “امشب شب مهتابه” را به پایان رساند در آفریقای جنوبی فیلم کوتاهی با عنوان “سیاه و سفید” پیرامون زندگی نلسون ماندلا ساخت که در آن موضوع آپارتاید را مورد توجه قرار داده است.
اگر قرار باشد برای معرفی دنیا به فضایی ها یک فیلم را انتخاب کند آن فیلم “اشکها و لبخندها” خواهد بود.
مهناز افشار عاشق تزیینات منزل است و دوست دارد هر چند سال یکبار فضای جدیدی برای خانه طراحی کند. همیشه وقتی فیلمهای خودش را می بیند احساس می کند راضی نیست و انگار خودش را در فیلمها دوست ندارد.
در اسفند ۱۳۸۶ در حمایت از کودکان کار بخشی از دستمزد یکی از فیلمهای خود را به آموزش این کودکان هدیه کرد. اعتقاد دارد که اتفاقهای خوب برایش دیر رخ داده اند اما با این حال خوشحال است که پله پله جلو میرود و پیشرفت میکند.
مهناز افشار جنگ را ترسناک ترین پدیده در دنیا می داند. در تنها دوره برگزاری مراسم زرشک زرین سینمای ایران فیلم” شور عشق” جایزه زرشک زرین را دریافت کرد. وی که در این فیلم بازیگر نقش اول بود اعتقاد دارد اختصاص یافتن زرشک زرین به “شور عشق” باعث شد که فیلم دیده شود. پول را خیلی دوست دارد و شاید عجیب باشد که به خرج کردنش – چه برای خودش و چه اطرافیانش- هم علاقمند است.
مهناز افشار تا قبل از حضور در فیلم “دعوت” تجربه اسب سواری نداشت و برای ایفای نقشی که در این فیلم داشت قبل از هر کاری به سوار کاری رفت.
فیلمشناسی مهناز افشار
۱۳۹۱ چه خوبه برگشتی بازیگر داریوش مهرجویی - ۱۳۹۱ از تهران تا بهشت بازیگر ابولفضل صفاری - ۱۳۹۰ هیچ کجا هیچ کس بازیگر ابراهیم شیبانی - ۱۳۹۰ پل چوبی بازیگر مهدی کرم پور شیرین ۱۳۸۹ برف روی کاجها بازیگر پیمان معادی رؤیا ۱۳۸۹ یه عاشقانه ساده بازیگر سامان مقدم گندم ۱۳۸۹ سعادتآباد بازیگر مازیار میری لاله ۱۳۸۹ قصه پریا بازیگر فریدون جیرانی سروین فروزش ۱۳۸۸ طبقه سوم بازیگر بیژن میرباقری - ۱۳۸۸ پسر آدم، دختر حوا بازیگر رامبد جوان مینا ۱۳۸۸ خاطره بازیگر نادر طریقت - ۱۳۸۸ امشب شب مهتابه بازیگر محمدهادی کریمی سحر ۱۳۸۷ پوپک و مش ماشاالله بازیگر فرزاد موتمن پوپک ۱۳۸۷ شیرین بازیگر عباس کیارستمی Woman in audience ۱۳۸۷ دعوت بازیگر ابراهیم حاتمیکیا شیدا صوفی ۱۳۸۷ شبانهروز بازیگر امید بنکدار، کیوان علیمحمدی فوژان ۱۳۸۶ انعکاس بازیگر رضا کریمی - ۱۳۸۶ تسویه حساب بازیگر تهمینه میلانی سارا ۱۳۸۶ کلاغ پر بازیگر شهرام شاهحسینی - ۱۳۸۵ رئیس بازیگر مسعود کیمیایی طلا ۱۳۸۵ محاکمه بازیگر ایرج قادری - ۱۳۸۴ آتشبس بازیگر تهمینه میلانی سایه ۱۳۸۴ آکواریوم بازیگر ایرج قادری - ۱۳۸۴ تله بازیگر سیروس الوند نازنین محرابی ۱۳۸۴ چه کسی امیر را کشت بازیگر مهدی کرمپور مرجان ۱۳۸۴ کارگران مشغول کارند بازیگر مانی حقیقی - ۱۳۸۳ سالاد فصل بازیگر فریدون جیرانی مهرانگیز ۱۳۸۲ سیزده گربه روی شیروانی بازیگر علی عبدالعلیزاده - ۱۳۸۲ کما بازیگر آرش معیریان مریم ۱۳۸۱ دختری در قفس بازیگر قدرتالله صلحمیرزایی - ۱۳۸۱ زهر عسل بازیگر ابراهیم شیبانی - ۱۳۸۰ نگین بازیگر اصغر هاشمی ندا ۱۳۷۹ خاکستری بازیگر مهرداد میرفلاح - ۱۳۷۹ شور عشق بازیگر نادر مقدس - ۱۳۷۸ دوستان بازیگر علی شاهحاتمی - ۱۳۷۸ شیرهای جوان بازیگر محسن محسنینسب مجموعه های تلویزیونی مهناز افشار:
کلاه قرمزی ۹۲ (۱۳۹۲)
- گمشده (۱۳۷۶)
مهاز افشار از زبان خودش:
• شروع کار بازیگری من از سال ۷۸ با سریال تلویزیونی به نام گمشده ساخته مسعود نوابی بود.
• دیپلم تجربی دارم.
• من وارد خونه هر کسی که میشم دکوراسیون خونشو عوض میکنم حتی در منزل خودمون هفتهای یکبار وسایل خونه رو جابهجا میکنم و دوست دارم در این رشته تحصیلات خودم رو ادامه بدهم، عاشق دیزاین دکوراسیون هستم.
• من ۴ سال تدوین خوندم ودر همین حیطه هم فعالیت کاری داشتم و همچنین کار در حیطه تیزرهای تبلیغاتی که چند کار انجام دادهام، کار خوب و قشنگی است و حس خوبی نسبت به کارم داشتم تا اینکه وارد بازیگری شدم.
• تاکنون ۹ یا ۱۰ کار سینمایی داشتم همین طور هم به تعداد کارهایم افزوده میشه.
• بر عکس همه، من در دوران کودکی و نوجوانی اصلا به بازیگری علاقه نداشتم و همیشه وقتی در مدرسه تئاتر اجرا می شد، در میرفتم و فرار میکردم اصلا هم خوشم نمیآمد.
• قبل از قبول نقش سناریو رو میخونم، البته هر کسی روشی داره، من هم یکبار که سناریو رو خوندم، شب موقع خواب مرور میکنم با نقشم زندگی میکنم.
• فعلا من کارم بازیگریه و باید این کار را خوب انجام بدم، بعدا وقت برای کارگردانی زیاده.
• این اعتقاد رو دارم در فروش فیلم کلیه عوامل دخیل هستند، اگه بازیگر خوب باشه، ولی کارگردان خوب نباشه، مسلما کار خوب نمیشه، حتی عوامل پشت صحنه هم در فروش یک فیلم دخیل هستند.
• به خاطر تصادف بدی که داشتم از رانندگی ترسیدم و از اون موقع به بعد هیمشه کمربندم رو میبندم.
• چون شکمو هستم، دستپختم هم خوبه تمام زمانی که غذا در حال آماده شدنه سراجاق هستم.
• شاید من جزء خوش قولترین هنرپیشههای سینما باشم.
• اصلا میونه خوبی با افراد بد قول ندارم. خوش قولی از نکات بارز زندگی من است.
• اگه مهناز افشار بازیگر نمیشد شاید راننده کامیون میشد! چون به کارهای سخت علاقه دارم.
• به نظر من هر کسی به هر کاری که بخواهد میتونه برسه در جهان هستی به هر چه بخواهید میتونید برسید فقط کافی است بخواهید. و چند سال پیش پدر خدا بیامرزم را از دست دادم، او قوت قلبی برای من در زندگی بود، یاد او همیشه در خاطرم است، روزی نیست که با یاد پدر زندگی نکنم او همهچیز من در این زندگی بود.
• مادرم مونس من است، اگر او هم نباشد، دیگر زندگی برایم معنا ندارد.
در این گفتوگو با بهاره رهنما از دنیایی که با دخترش دارد حرف زدیم و البته رژیمی که باعث شده او ۷ کیلو کم کند. |

تقریبا کسی نیست که با او و بازی هایش آشنا نباشد از ۱۷ سالگی بازیگری واساسا بودن در دنیای هنر را تجربه کرده است و بعد از آن شروع به نوشتن کرد و وارد دنیای نویسندگی هم شد اما باز هم این کارها جوابگوی انرژی و بلند پروازی های او نبود برای همین نمایش نامه نوشت و در کنار آن کارگردانی تئاتر را هم نیز تجربه کرد اما بیشتر از همه این ها به زن بودن و مادر بودنش افتخار می کند و تمام رویاهایش را در دخترش که حالا به سن نوجوانی رسیده می بیند بهاره رهنما هنرمندی است که به گفته خیلی از دوستانش هیچ گاه خسته نمی شود و شور زندگی همیشه در او وجود دارد در این گفت و گو با بهاره رهنما از دنیای که با دخترش دارد حرف زدیم و البته رژیمی که باعث شده او ۷ کیلوکم کند.
-از حال و هوای این روزهایت برایمان بگو؟
راستش این روزها حال خوبی ندارم
-چرا؟
حدود هشت ماه پیش سفیر انجمن حمایت از کودکان و نوجوانان شدم وبه همین دلیل با پرونده های بزهکاری زیادی روبه رو شدم اما قصه ریحانه دختری که نمیدانم وقتی این مصاحبه چاپ می شود هنوز زنده است یا خیر خیلی من وزندگی ام را تحت الشعاع قرار داده است چون به نظرم حتی آدم های زیر ۲۰ سال هم هنوز نوجوان محسوب می شوند حالا چنین فردی از سر اجبار و ترس کاری را انجام داده است که می شود او را بخشید چرا که این دختر قاتل بالفطره نیست من خودم حقوق خوانده ام و باحکم قصاص واعدام هم مخالف نیستم بخصوص برای آدم های خشنی مثل خفاش شب،ریگی و...اما برای افرادی مثل ریحانه که با سن کم واز سر ناچاری مرتکب اشتباه و قتل می شوند به نظرم می شود کاری کرد و فرصت دوباره ای به آن ها داد باورکنید خانواده مقتول با قصاص به آرامش نمی رسند
-فکر می کنم حس مادرانه ات هم بیشتر به این مسئله دامن زده است خودت این طور فکر نمی کنی؟
چرا خیلی زیاد شاید اگر مادر نبودم و فرزندی نداشتم تا این حد از لحاظ روحی بهم نمی ریختم مثلا چند روز پیش وقتی با پریا(دخترم)در خیابان قدم می زدم دائم به فکر مادرانی بودم که فرزندانشان را این گونه از دست می دهند واقعا مادر شدن کار آسانی نیست بخصوص اگر با فرزندت احساس نزدیکی عمیقی هم داشته باشی
-ارتباطت با پریا چگونه است؟
بسیار ارتباط خوبی با هم داریم خواهرم سالهاست در خارج از ایران زندگی می کند وفاصله سنی ام هم با مادرم زیاد است برای همین از اول با پریا سعی کردم مثل یک دوست رفتار کنم
-فکر می کنی پریا هم این احساس نزدیکی عمیق را با تو داشته ؟
بله خیلی زیاد به نظرم هر آدمی جدای از تربیتی که می شود یک ذات هم دارد و پریا ذاتا دختر عاقل وفرزانه ای است ضمن این که مدیریت خوبی هم در انجام امور مختلف دارد بر عکس من که آدم عجولی هستم و قلبم توی مشتم است او منطقی تر است وخیلی خوب احساسات اطرافیانش را متوجه می شود حتی یادم می آید وقتی ۴،۵ساله بود در بعضی از کارها من را راهنمایی می کرد
-شاید به این خاطر است که تو و پدرش دائم مشغول به کار بودید چون اساسا کودکانی که پدر و مادر شاغل دارند مستقل تر بار می آیند؟
شاید اما باور کن من این ادعا را دارم که خیلی پریا را به خاط کارم تنها نگذاشتم و سر بیشتر کارهایم او را برده ام یا مثلا اگر کار شهرستان قبول می کردم حتما او را هم با خودم می بردم تا خیلی از یکدیگر دور نباشیم ضمن این که باید بگویم خوشبختانه پریا پدر بزرگ و مادربزرگ های خوبی دارد که بسیار او را حمایت کرده اند وشاید به همین دلیل هم است که دختر عاقل و فهمیده ای است چرا که بودن در کنار آن ها او را پخته تر و با تجربه تر کرده است
-وقتی فهمیدی مادر شدی چه احساسی داشتی؟
حس قشنگی برایم بود باور کن لطیف ترین حس دنیا را آن زمان تجربه کردم انگار تو از طرف خدا مامور شدی که بنده ای را به دنیا بیاوری واین خودش یک نوع خلق کردن است
-اما خیلی از خانم ها از این مسئله یعنی مادر شدن واهمه دارند و آن را به تاخیر می اندازند؟
بله همین طور است اما من به شخصه به اکثر دوستانم هم این توصیه را می کنم که ازدواج کنند و بچه دار شوند چون این موضوع به بلوغ رسیدن و تکامل یک زن خیلی کمک می کند
-قشنگ ترین خاطره ای که برای پریا ساختی؟
یک بار برای او تمام بادکنک های یک بادکنک فروش را خریدم و حدود یک هفته اتاقش پر از بادکنک بود که البته یکی یکی می ترکیدن و ما از صدایش کلی وحشت می کردیم خودم وقتی بچه بودم همیشه دوست داشتم یک دنیا بادکنک داشته باشم برای همین این کار فانتزی را برای پریا انجام دادم
-خودت چه چیزی از زندگی ات را مدیون مادرت هستی؟
حس کمک کردن به دیگران را.وقتی بچه بودم همیشه زندگی یک نفر در خانه ما جریان داشت
-منظورت چیست؟
مادرم کمک کردن به دیگران را خیلی دوست داشت وبرای همین هر روز یا برای کسی جهیزیه درست می کرد یا داشت برای فرد دیگری به خواستگاری می رفت یا برای یک بی خانمان دنبال خانه می گشت خلاصه هر روز یک ماجرای تازه در خانه ما اتفاق می افتاد
-دوست داری پریا بیشتر از همه با چه چیزهایی در زندگی آشنا شود؟
دوست دارم دختر تلاشگر وفعالی باشد چون معنای زندگی را بهتر و زیباتر می تواند درک می کند
-خب کمی هم درباره رژیمی که اخیرا گرفته ای با هم صحبت کنیم داستان کم کردن وزن از کجا شروع شد؟
همه اش زیر سر پریا است(می خنند) حقیقتش الان که پریا به سن نوجوانی رسیده احساس کردم شاید دوست دارد که مادر لاغر تر و بشاش تری داشته باشد ویا حتی دوست دارد که با هم به کوه برویم چون پریا ورزش کردن را بسیار دوست دارد و با شنا،سوار کاری وتنیس هم به خوبی آشنا است وانصافا انرژی خوبی هم به من داده است مثلا هر موقع که خسته می شوم می گوید مامان یک مورچه برای رسیدن به دانه اش ۱۰۰۰بار هم که شده تلاش می کند تا بالاخره دانه اش را به خانه اش ببرد پس خسته نشو
-برنامه ریزی خاصی هم برای کم کردن اضافه وزن داری؟
بله با پریا قرار گذاشتیم در طول یک سال ۲۰ کیلو کم شوم وخدا را شکر از بهمن ماه که این برنامه را گذاشتم توانسته ام ۷ کیلو کم کنم
-اما قبول داری که چاقی به ژنتیک هم خیلی ارتباط دارد؟
بله صددرصد این گونه است وخانم های خانواده ما اساسا دچار این ژنتیک هستند مثلا از یک سنی به بعد چاق می شوند اما با این همه من فکر می کنم با کمی اراده می شود به وزن دلخواه رسید
-می خواهم بدانم هیچ وقت به این فکر نکردی که اگر کمی لاغر تر شوی اتفاقات بهتری حتی در ارتباط با کارت می تواند بیفتد؟
نه واقعا این مسئله هیچ وقت مانع کارم نبود مشکل من چیز دیگری است من آدمی هستم که وقتی خیلی از لحاظ فکری درگیر هستم دوست دارم غذا بخورم بخصوص نشاسته ودر یک زمانی چون هم درس می خواندم و هم کار می کردم با خوردن سعی می کردم خودم را آروم کنم برای همین اضافه وزنم بیشتر شد
-گویا از طب سنتی هم در رژیمت استفاده کرده ای درست است؟
بله همین طور است من با طب سنتی خیلی موافقم چون ما در ایران گیاهانی داریم که بسیار ارزشمند هستند وبه زعم من مثل جواهر می مانند برای همین به توصیه دکترم از گیاهان و جوشانده های طبیعی هم نیز استفاده کرده ام
-مثلا از جوشانده چه گیاهانی استفاده کرده ای؟
از سبزی هایی مانند جعفری،گشنیز،شیر خشط وهمین طور چای سبز
-بهترین ورزشی که برای کم کردن وزن پیشنهاد می کنی چیست؟
پیاده روی باور کنید هیچ زحمتی ندارد فقط کافی است کقش خوب بپوشید و اراده کنید که وزنتان را پایین بیاورید به نظرم حتی پیاده روی از لحاظ روحی به آدم خیلی کمک می کند چون باعث می شود تو در یک فضای باز فکر کنی وافکار نا خوشایندت را بیرون بریزی پس پیاده روی را جدی بگیرید
-بزرگترین آرزویت برای پریا؟
دوست دارم همیشه از لحاظ جسمی و روحی سالم باشد واز ته دل هم احساس خوشبختی کند چرا که حس خوشبختی چیزی است که آدم خودش به تنهایی می تواند درک کند و کسی نمی تواند به آدم ببخشد
-ویک سوال دیگر این که تو بسیار انرژی داری این همه انرژی و دویدن ها از کجا نشات می گیرد؟
۱۷ ساله که بودم آمدم تا سینمای ایران را فتح کنم. آنقدر انرژی داشتم که همه دوستان من میگفتند تو با این انرژی و با این دویدنهای مدام و تلاشهای مدام یک روز کم میآوری و میمیری! امروز خستهام واقعا... اما با وجود این هنوز هم تلاش میکنم. ولی مساله و آرزوی من این نبوده است که تصویر من و بازی من در دنیا منتشر شود.
اما اگر قرار است آرزویی داشته باشم آن آرزو حتما این خواهد بود که دوست دارم روزی داستانهایم در جهان منتشر شوند. دوست دارم در جهان حرف بزنم. دوست دارم این حس زن ایرانی در دنیا منتشر بشود، علاقه و آرزوی من این است که تصویر زن را ترسیم کنم و از وقتی کتابم منتشر شده است دارم به این آیه قرآن فکر میکنم که واقعا من را به درک خودش بیشتر نزدیک کرده است «نون و القلم و مایسطرون» و تو بهتر از من میدانی که یسطرون یعنی چه... مجموعه داستان «چهار چهارشنبه و یک کلاه گیس» شامل ده داستان کوتاه با عناوین «رویرو»، «تصمیم»، «زانتیای سیاه»، «شمس العماره»، «ماما عاشق لاک قرمز بود»، «تصمیم»، «مثل همیشه»، «اسب»، «چهارشنبه و یک کلاهگیس» و «بزک» است.
اینکه زن و شوهر هر دو شاغل باشند چه مزایا و معایبی در یک زندگی متاهلی دارد؟
شغل + 2
اگر قصد ازدواج دارید و نمی دانید بین خانم های شاغل دنبال همسر بگردید یا خانه دار، اگر ازدواج کرده اید و هنوز دو به شک اید، بهتر است خانه داری در پیش بگیرید یا به فکر پیدا کردن شغل و کسب درآمد و جایگاه اجتماعی باشید. با ما همراه شوید در مرور تهدیدها و فرصت های هر حالت! به هر حال انتخاب هر کدام این وضعیت ها، مزایا و معایبی در زندگی پیش رویتان می گذارد که می توانیدبه آن ببالید یا از آن بهراسید. زندگی متاهلی پیچیده تر از این حرف هاست و چنین نیست که در تمام لحظاتش به خاطر شاغل بودن خود یا همسرتان، با دمتان گردو بشکنید یا از بی کاری ظاهری خانه داری، مدام نک و ناله کنید.
جر و بحث کمتر
آدم ها برای پر کردن نیازهای روحی - روانی شان نیاز دارند از منابع عاطفی مختلفی تغذیه کنند اما خانم های خانه دار - به خصوص اگر بچه نداشته باشند - معمولا تمام روز را در منزل به تنهایی سر می کنند و اینطوری توقعشان نسبت به شوهر بالا می رود. در واقع چنین خانمی از مردش می خواهد جور تمام نیازهایی که باید به طرق مختلف برآورده می شد را یک تنه به دوش بکشد. این مسئله می تواند منجر به دلخوری، نارضایتی و افسردگی هر دو طرف ماجرا شود.
آقا که بخش اعظم توانش را بیرون از خانه صرف کرده، حوصله یا انرژی کافی برای اینکه پای صحبت های همسری بنشیند که ساعت ها به انتظار او بوده ندارد. این مسئله برای زن و شوهرهای شاغل کمتر پیش می آید. خانم های شاغل از صبح کلی با همکارهاشان حرف زده اند، کارهایی کرده اند که بهشان احساس متخصص بودن داده، احتمالا با ارباب رجوع سر و کله زده اند، بابت فعالیت های مثبت یا منفی شان تحسین یا توبیخ شده اند و ... در نتیجه شب که به خانه می آیند، بسیار کمتر از خانم های خانه دار از همسرشان توقع دارند. حتی شاید حال و حوصله چندانی هم برایشان نمانده باشد و ترجیح بدهند اوقات فراغتشان را بیشتر به خودشان بپردازند و اغلب معاشرت ها و با هم بودن های دو نفره به تعطیلات موکول می شود.
به این ترتیب احتمال وقوع تنش در رابطه این زن و مرد پایین تر می آید (البته طبعا معنای این حرف این نیست که زن و شوهرهای شاغل کمتر از زوج هایی که در آن خانم خانه دار است، به پروپای هم می پیچند!)
وضع اقتصادی بهتر
در این روزگار وانفسای اقتصادی، واضح است که وضعیت مالی خانه ای که در آن به جای یک نفر، دو نفر کار می کنند و پول درمی آورند، به مراتب بهتر و مطلوبتر است، ضمن اینکه برخی معتقدند زن هایی که کار بیرون می کنند، به ارزش پول واقف ترند و ضمنا فرصت چندانی هم برای خرجش ندارند، در نتیجه پس انداز بیشتری عاید خانواده خواهد شد!
این وضعیت علاوه بر اینکه می تواند دست خانواده را برای بسیاری انتخاب ها (از چیزهای بزرگی مثل خانه و ماشین بگیر تا لوازم منزل و لباس و تفریح های گرانتر) بازتر بگذارد، به لحاظ روانی هم آرامش بیشتری برای زن و مرد به همراه خواهدداشت.
طبیعی است که وقتی یک موتور قرار است چرخ زندگی را بچرخاند، زن و شوهر بیشتر با سوالات نگران کننده ای مثل «مگر چقدر توان دارم/ دارد»، «نکند آخر ماه کم بیاوریم»، «خرج های غیرمنتظره را چه کنیم» و ... مواجه خواهند بود.
تجربه بیشتر
خانم های شاغل در طول روز با آدم های بیشتری سر و کار دارند و با پیشامدها، گرفتاری ها و چالش های بیشتر و متنوع تری به نسبت یک خانم خانه دار مواجه می شوند. برای سر و کله زدن با آدم ها، مدیریت روابط کاری و پرهیز از وقوع تنش در ارتباط های مختلفشان مجبورند روش های گوناگون تعامل و مدارا را کشف کرده و یاد بگیرند، احتمالا بیشتر از زنان خانه دار از مشکلات دیگر زوج ها مطلع می شوند و بیشتر در موقعیت مقایسه و پندگیری قرار خواهند داشت. تمام این یادگیری ها و تجربیات احتمالا آنها را برای مواجهه با مشکلات در زندگی خانوادگی شان آماده تر می کند و ترسشان را از مواجهه با مسائل کمتر خواهد کرد. این تجربه قطعا در زمان تربیت بچه هم کمک خوبی خواهد بود.
سوژه های گفتگوی گسترده تر
یکی از مشکلات رایج در زندگی زناشویی، روزمره شدن رابطه و از تب و تاب افتادن و بی حرف ماندن زوج هاست. وقوعت این وضعیت در زوج هایی که خانم خانه دار است، محتمل تر به نظر می رسد (دقت کنید؛ داریم از «احتمال» حرف می زنیم، نه یک وضعیت قطعی!) مثلا در همین راستا، می توانیدیک بار زندگی یکنواخت و تکراری طاهره (هنگامه قاضیانی) را در «به همین سادگی» دوباره مرور کنید.
حتی در حالتی بدبینانه اگر فرض کنیم حرف های مشترک هر زوجی بالاخره یک روز ته می کشد، درباره زوج های هر دو شاغل، این اتفاق دیرتر خواهد افتاد. در زندگی که زن هم مانند مرد شاغل است، خانم نیز به اندازه آقا از صبح تا شب در معرض جریان های اطلاعاتی مختلف دارد.
اتفاقا تقاتبل تعریف بیشتری را در طول روز خواهد دید و شنید که تمامشان امکان شکل گیری گفتگو با همسر را بالاتر می برد. این خانم ها احتمال هر شب چند خاطره از همکارشان که با شوهرش دعوا کرده، رئیسشان که روز به روز بیشتر روی اعصاب می رود، کم شدن اضافه کارها، شلوغی خیابان، نظرات همکارانشان درباره یک رویداد سیاسی و اجتماعی و ... خواهند داشت که هر کدام سوژه ای جذاب برای ایجاد ارتباط کلامی با همسر می سازد (هر چند خستگی و کم حوصلگی - که در بخش «تهدیدها» بهشان خواهیم پرداخت - روی خط سکته شاغل بودن است و شاید باعث شود با وجود سوژه برای صحبت کردن، باز طرفین به کم حرفی یا سکوت تمایل بیشتری نشان دهند).
تهدیدها
آزادی عمل محدودتر
طبیعی است که وقتی زن و مرد هر دو مشغول به کار هستند (در شرایطی که خودشان صاحبکار محسوب نمی شوند)، فارغ از اینکه در منزل با چه مشکلات و مسائلی مواجهند، مجبورند از قوانین و مقررات مربوط به کارشان تبعیت کنند. در نتیجه ممکن است در زمان هایی خانم خانه مجبورند به ماندن تا دیروقت و اضافه کاری اجباری شود، یا نتواند برای سفر آخر هفته مرخصی بگیرند، یا این امکان را نداشته باشد که هر زمان اراده کرد (ید)، مهمانی بدهد و برود و محدودیت هایی از این قبیل.
این همسرها بیرون از خانه هم رئیسی دارند که ممکناست گاهی از خانه دورشان کند یا شرایطی را پیش بیاورد که خیلی به مذاق آقا خوشایند نباشد. این مسئله به خصوص زمانی دردسرساز می شود که شوهر نتواند این موضوع را تحمل کند که همسرش از کس دیگری بیرون از محیط خانواده دستور بگیرد.
اما به هر حال وقتی آقای محترمی از داشتن امنیت خاطر اقتصادی بیشتر محظوظ هست و به سری در بین سرها بودن همسرش می بالد، باید اینها را هم بپذیرد کار زن نیز به همان اندازه کار مرد جدی است و قوانینش معتبر و واجب الاجرا!
حوصله کمتر
این هم یکی دیگر از تهدیدهای دو موتوره کار کردن است. همان قدر که شاغل بودن زن، نیازش به همسر را برای پر کردن خلأهای عاطفی اش کمتر می کند و تنش های احتمالی را کاهش می دهد، می تواند باعث دور شدن تدریجی زن و مرد از یکدیگر هم بشود. البته نه اینکه مسئولیت گرم نگه داشتن کانون خانواده همیشه با زن باشد اما در شکل سنتی خانواده که خانم ها همیشه خانه دار بوده اند، این توقع بیشتر متوجه زن ها بود. به هر حال یکی باید انرژی بیشتر و حواس جمع تری در این رابطه داشته باشد و از آنجایی که آقایان به طور معمول و سنتی، بیشتر در نقش شاغل فرو رفته اند، معمولا این نقش را متوجه خانم ها می دانند.
فرسودگی بیشتر
هر چقدر هم بخواهید تقسیم کار عادلانه بکنید و فهرست بنویسید و چک لیست بسازد، باز هم اغلب زن ها با وجود اینکه دوش به دوش مرد خانه کار می کنند (ولو با دریافتی مالی کمتر)، خودشان را مسئول بخش قابل توجهی از کارها و وظایف خانه داری می دانند. کاری به «خودشبختانه یا متاسفانه»اش نداریم اما این نگاه به طور عرفی در جامعه وجود دارد و به تبعش، زن ها سهم بیشتری از پخت و پز و رفت و روب و ... در منزل را برعهده می گیرند.
در نتیجه خانم بعد از اتمام کار بیرون، تازه شیفت دوم کاریش (آن هم به صورت فشرده) شروع می شود و به قول رویارویی «کاغذ بی خط». «باید سه مرتبه بشوره و بسابه و بپزه. تو می تونی سه دفعه پشت سر هم بگی می شورم و می سابم و می پزم؟».
اگر طفل دلبندی هم از راه برسد و بعد از آب و گل درآمدنش، خانم بخواهد باز سر کار برود، یک شیفت مضاعف دیگر به این دو شیفت اضافه خواهد شد و عملا مجبور به انجام وظیفه در سه شیفت طاقت فرسا و سنگین می شود. واضح است که چنین آدمی فرصت کمتری برای رسیدگی به خود و استراحت خواهد داشت و این مسئله ممکناست او را دچار استرس دائم، ناامیدی، افسردگی و حتی احساس پیری زودرس می کند
قدرت باروری همیشه موضوع داغ محافل علمی بوده،گاه و بیگاه محققانی عوامل محیطی موثر بر باروری و سلامت بدن را مورد بحث قرار میدهند. چنان که در یکی از تحقیقات اخیر تاکید شده پوشیدن شلوارهای فاق کوتاه و چسبان، جریان خون دستگاه تناسلی را مختل میکند.
همین یک جمله کافی بود تا باعث شود نظر یکی از برترین متخصصان نازایی را در این زمینه و مسائل مشابه آن جویا شویم تا حقیقت و شایعه از هم جدا شود.
شلوارهای تنگ عفونتها را تشدید میکند
یکی از مشکلات شایعی که شلوارهای تنگ برای خانمها ایجاد میکند عفونتهای قارچی است. این شلوارها مانع از تبخیر میشوند و وقتی ناحیه تناسلی مرطوب باشد احتمال بروز عفونتهای قارچی از قبیل «کاندیدیاز» بیشتر میشود. علاوه براین، عفونتهای میکروبی ناحیه مقعد در محیط مرطوب راحتتر میتوانند به قسمت جلو بیایند و تکثیر پیدا کنند.
از طرف دیگر این شلوارها به علت سایشی که با ریشه موها دارند بخصوص موهایی که قبلا اپیلاسیون شدهاند و کوتاه هستند، ممکن است باعث ایجاد عفونت در ریشه موها شوند. این عفونت «فولیکولیت» نام دارد و به صورت جوش چرکی دردناک خود را نشان میدهد.
لباس زیر تنگ هم نپوشید
لباس زیرهای تنگ و آنهایی که از جنس شیمیایی هستند معمولا ظاهر قشنگتری دارند اما تنگ بودن و عدم امکان بخار شدن رطوبت و جنسهای شیمیایی به کار رفته در آنها میتوانند شما را به دردسر بیندازند. الیاف طبیعی مانند پنبه معمولا خلل و فرج کوچکی دارند که اجازه میدهند رطوبت تبخیر شود اما این خلل و فرج در الیاف شیمیایی یا کم هستند یا اصلا وجود ندارند بنابراین عفونتها تشدید میشوند.
علاوه براین مواد شیمیایی به کار رفته در آنها ممکن است حساسیتزا باشند. درکل لباس زیرهای تنگ میتوانند فولیکولیت یا همان عفونت ریشه مو و سایر عفونتها را تشدید کنند.
شستن لباس زیر راه و رسم مخصوص دارد
هر بار که لباس زیر یا هر لباس جدید دیگری خریداری میکنید باید آن را قبل از استفاده بشویید. اگر جنس لباس از نخ باشد میتوانید آن را با درجه حرارت بالا حدود ۸۰ تا ۹۰ سانتیگراد بشویید اما بیشتر الیاف شیمیایی در این دما فرم اولیه و حالت کش دارشان را از دست میدهند بنابراین این لباسها را بهتر است برای اولین بار در دمای ۴۰ تا ۵۰ درجه شستوشو دهید.
نکته دیگر اینکه لباسهای زیر را قبل از شستوشو از سایر لباسها جدا کنید و لباس زیر هر گروه سنی و جنسی را جدا از هم داخل ماشین لباسشویی بیندازید. پس از شستوشو نیز بهتر است آنها را جلوی آفتاب خشک کنید. در صورت امکان قسمت وسط آنها را نیز اتو بکشید.
هر یک ساعت از جای خود بلند شوید
نشستنهای طولانی مدت و بیحرکت میتواند احتمال ایجاد عفونتهای قارچی را در خانمها بیشتر کند، به همین دلیل توصیه میشود خانمهایی که شغلهای پشت میزی دارند و مجبورند ساعتهای طولانی در یک مکان بنشینند همیشه همراه با خود محلول شستوشو بانوان داشته باشند و یک یا دوبار در روز از آن استفاده کنند یا اینکه اگر ممکن است در هر ساعت یک بار حداقل از جای خود بلند شوند و برای ۵ دقیقه راه بروند. این راه رفتن خود باعث تهویه و کاهش احتمال عفونت میشود.
گرمای زیاد، واریس و بواسیر را تشدید میکند
گرما به اندازهای که برای آقایان مضر است برای خانمها خطر ندارد. برخلاف تخمدانها در خانمها، بیضهها در آقایان خارج از بدن قرار دارد و دمایشان باید کمتر از ۳۷ سانتیگراد باشد. با این حال استفاده از درجه حرارت بالا برای خانمها نیز توصیه نمیشود. از این لحاظ که بالا رفتن درجه حرارت معمولا باعث میشود رگهای پا نیز درجه حرارتشان بالا رود و درنتیجه هم در ناحیه تناسلی و هم در سطح پاها احتمال ایجاد واریس افزایش مییابد.
این واریسها حتی ممکن است در بارداری با خونریزی همراه باشند. استفاده از صندلیهای گرمکندار اتومبیل نیز اگر مکرر و طولانی باشد میتواند واریس و بواسیر را در خانمها تشدید کند بنابراین بهتر است گرمکن همیشه روشن نباشد و به مدت زیاد استفاده نشود. درمقابل گرما، سرما بتنهایی مشکلی برای ناحیه تناسلی خانمها ایجاد نمیکند.























