![]() |
به گزارش ایسنا به نقل از «مثلثآنلاین»، از حدود سه ماه پیش خبری دهان به دهان در میان اهالی رسانهای می چرخید؛ خبر مربوط بود به پرسر و صداترین ازدواج سال 92، ازدواجی که سید حسن خمینی عاقد آن بود و دو تن از مجریان مطرح کشور، زوج و زوجه آن. «فرزاد حسنی» و «آزاده نامداری» با هم ازدواج کردند و این موضوع را رسما و با حضور در کنسرت یکی از خوانندگان کشور اعلام کردند.
اتفاقا همین زوج مجری بودند که برای اولین بار به طور مشترک، اجرای برنامه سال تحویل شبکه دو سیما را به عهده گرفتند؛ اجرایی که اصلا نتوانست مطابق انتظار بدرخشد و پرحاشیه شد و انتقادات بسیاری را هم برانگیخت؛ درست مثل خود این دو مجری، پر سر و صدا شد و پر حاشیه.
خبر طلاق نامداری و حسنی را مدتها بود شنیده بودیم ولی به جهت رعایت حریم شخصی این دو هنرمند، خبر آن را منعکس نکردیم تا حریم شخصی آنها را فدای یک خبر پرکلیک نکرده باشیم. تا امروز که آزاده نامداری در گفتوگوی خود با روزنامه صبا برای نخستین بار در یک تریبون رسمی این خبر را اعلام کرد ...
آزاده نامداری در اینباره گفت: آزاده نامداری قطعا زندگیاش آبستن اتفاقاتی بوده و هر جوری هم که مدیریت کرده نتواسته جلوی رخداد بیرونی آن را بگیرد. اما من اصلا سعی نمیکنم که بگویم این اتفاق نیفتاده یا مقصرش کس دیگری بوده است. من میخواهم بگویم که این اتفاق میتواند در زندگی هر کسی بیفتد ... گفتنی است خبر طلاق آزاده نامداری و فرزاد حسنی پیش از این در محافل غیر رسمی نقل شده بود.

رضا ساکی در بخش طنز روز ایسنا نوشت: متاسفانه بعد از سقوط موفق هواپیمای موسوم به ایران 140، بسیاری از مردم در شبکههای اجتماعی و خبرنگاران در رسانهها دست به سیاهنمایی علیه صنعت هواپیمایی کشور و تولیدات ملی زدند و پروژه بینالمللی ایران 140 را زیر سوال بردند. اما همانطور که میدانید، سقوط اتفاقی است که برای هر هواپیما میافتد. برخی از رسانهها طوری تیتر زدهاند ایران 140 سقوط کرد که انگار کار دیگری میتوانسته است بکند. به هر حال یک قطعه از هواپیما ممکن است یکبار درست کار نکند و باعث سقوط هواپیما بشود. رسانههای داخلی از ظهر امروز، همگام با رسانههای معاند خارجی و اسرائیل و آمریکا شروع به نقد کردهاند و سقوط هواپیما را خیلی برجسته جلوه دادهاند. درحالیکه از رسانههای داخلی انتظار میرود وقتی رسانههای خارجی، بویژه بیبیسی، میگویند هواپیما در تهران سقوط کرد، آنها بگویند خیر سقوط نکرد.
درباره دو بار سقوط موفق این هواپیما هنگام آزمایش هم باید خاطرنشان کنیم که آزمایش را برای همین انجام میدهند که ببینند هواپیما سقوط میکند یا خیر، که در این مورد هر دو بار دیدیم که سقوط کرد و برای خودمان جالب بود که چرا سقوط کرد. همینطور الان هم برایمان جالب است، چرا سقوط کرد، چون ما خیلی فکر کرده بودیم که هواپیما را طوری بسازیم که بالش کنده نشود و از وسط نصف نشود.
به هر حال، در میان این همه پرواز که روزانه در کشور انجام میگیرد، افتادن یک هواپیما طبیعی است. خوشبختانه صنعت هوایی، امنترین راه برای سفر مردم است و تعداد تلفات ما از جادهها کمتر است. در پایان توصیه ما به مردم این است که وقتی دیدند هواپیما دارد سقوط میکند صبر نکنند و خود را از حفرههایی که اغلب در هواپیما ایجاد میشود بیرون بیاندازند تا زنده بمانند.
پرواز خوبی داشته باشید.
از فردا خواستیم از خیابون رد شیم :
اول سمت چـــــپ
بعدش سمت راســــــــت
بعد آسمونو نگاه کن!!!
اگه هواپیمایی در حال سقوط نبود بعدش میتونی از خیابون رد شی !!
والاع :))

پیکر مطهر جانباز شهید ارتش جمهوری اسلامی پس از اهدای دو چشم خود به یک جوان 27 ساله در بهشتزهرا(س) آرام گرفت.
سرهنگ محمدحسین میرزاپور که تقریبا تمام دوران دفاع مقدس را درجبهههای نبرد حق علیه باطل حضور فعال داشت و به درجه رفیع جانبازی نایل آمده بود لباس شهادت به تن کرد. بنابراین گزارش، دو چشم شهید میرزاپور با رضایت خانواده وی و وصیتی که برای اهدای اعضا کرده بود، به یک جوان 27 ساله پیوند زده شد. همسر این جانباز شهید در گفتوگو با ایرنا گفت: شهید میرزاپور سرهنگ تمام لشگر نیروی زمینی ارتش در ارومیه و از افسران ولایتمداری بود که همواره با حضور در جبهههای نبرد حق علیه باطل به ندای ولیامر خود لبیک گفت. مریم حسینپور پشتیبانیها و حمایتهای فرمانده و مسئولان نیروی زمینی ارتش از جانبازان را مثال زدنی دانست و گفت من به نوبه خود از همه آنها تشکر و سپاسگزاری میکنم. از شهید میرزاپور چهار پسر به یادگار مانده است که مدافعان سر سخت نظام و ارتش اند.


یک ﻭﻫﺎﺑﯽ ﺩﺭ ﻗﺒﺮﺳﺘﺎﻥ ﺑﻘﯿﻊ ﺑﻪ آقای قرائتی ﮔﻔﺖ
ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﺷﻤﺎ ﻓﺎﻃﻤﻪ(س) ﯾﺎ ﺣﺴﻦ(ع) ﯾﺎ ﺯﯾﻦ ﺍﻟﻌﺎﺑﺪﯾﻦ(ع) ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ
ﻭ ﺧﺎﮎ ﻫﺴﺘﻨﺪ؟
آن ﻭﻫﺎﺑﯽ که ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﺷﯿﻌﻪ ﺭﺍ ﺑﺸﮑﻨد؛ ﯾﮏ ﻗﻠﻢ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﮔﻔﺖ ﺑﺒﯿﻦ ﺍﯾﻦ ﻗﻠﻤﻪ،
ﺁﯼ ﺷﯿﻌﻪﻫﺎ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﻗﻠﻢ ﺭﻭ ﻣﯿﻨﺪﺍﺯﻡ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺷﻤﺎ ﻣﯿﮕﯿﺪ ۴ ﺗﺎ ﺍﻣﺎﻡ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ،
ﺍﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻗﻠﻢ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻩ؛ ﻧﺪﺍﺩ! ﺍﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﯾﻦ ﺍﻟﻌﺎﺑﺪﯾﻦ(ع)؛ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ(ع)
ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ(ع)؛ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺯﻫﺮﺍ(س)؛ ﻗﻠﻢ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻩ؛ ﻧﺪﺍﺩ!
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﯾﻨﺎ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻦ ﯾﮏ ﻗﻠﻢ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻥ
ﭘﺲ ﭼﻄﻮﺭ ﺷﻤﺎ ﻣﺘﻮﺳﻞ ﻣﯿﺸﯿﺪ؟ ﺍﯾﻨﺎ ﻣﺮﺩﻥ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﯿﭻ ﻗﺪﺭﺗﯽ ﻧﺪﺍﺭﻥ،
ﯾﮏ ﻗﻠﻢ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻧﺪﺍﺩﻥ.آقای قرائتی ﻫﻢ ﮔﻔﺖ ﺧﺐ ﻗﻠﻢ ﺭﻭ ﺣﺎﻻ ﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻩ
وﻗﻠﻢ ﺭﻭ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﺯﻣﯿﻦ و گفت: ﯾﺎلا، ﺧﺪﺍﯾﺎ ﻗﻠﻢ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﺪﻩ! و اتفاقی نیفتاد.
بعد به وهابی گفت: ﺩﯾﺪﯼ ﺧﺪﺍ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺩ،
پس با منطق شما ﺧﺪﺍ ﻫﻢ ﻣﺮﺩﻩ! ﻣﮕﻪ ﻫﺮﮐﺲ ﺯﻧﺪﻩ ﻫﺴﺖﺑﺎﯾﺪ ﻧﻮﮐﺮ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻪ؟!
کاربران کنجکاو سرویس نقشه ماهواره ای گوگل، متوجه جسمی مشابه یک آدم فضایی و سایه آن بر روی سطح کره ماه شدند.
صدای روسیه اظهار کرد: شمار بازدید کنندگان این ویدئو پس از بارگذاری در سایت یوتیوب، در کمتر از دو هفته از مرز 800 هزار نفر گذشته است.


این جسم ناشناخته شبیه یک انسان کوتوله است که ایستاده است.
ویدئوی مذکور به "نگاه آدم فضایی به کران" مشهور شده است، توسط یکی از کاربران یوتیوب با نام مستعار "wowforreeel " بارگذاری شده است.
ناشر این ویدئو در رابطه با کشف جدید خویش بر روی کره ماه و با ذکر طول و عرض جغرافیایی این جسم یا موجود عجیب می گوید: "به نظر می رسد که موفق به یافتن تصاویری از حیات و زندگی در کره ماه شده ام."
صبح امروز طی مراسمی با حضور رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش و فرمانده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، مسجدالنبی پایگاه سوم شکاری شهید نوژه همدان افتتاح شد.

صبح امروز طی مراسمی با حضور حجت الاسلام والمسلمین سید محمدعلی آل هاشم، رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش و امیر سرتیپ خلبان حسن شاه صفی، فرمانده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، مسجدالنبی پایگاه سوم شکاری شهید نوژه همدان افتتاح شد.
به گزارش روابط عمومی ارتش جمهوری اسلامی ایران؛ حجت الاسلام والمسلمین سید محمدعلی آل هاشم طی سخنانی در آیین افتتاحیه مسجدالنبی پایگاه سوم شکاری شهید نوژه همدان درجمع فرماندهان و کارکنان این پایگاه، توسعه و ساخت مسجد را از رسالتهای اصلی سازمان عقیدتی سیاسی ارتش خواند و افزود: مسجد، یکی از پایگاه های مهم فرهنگی است که نقش مهمی در ترویج فرهنگ اسلامی دارد.
رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش در ادامه ضمن قدردانی از تلاش و همت فرمانده نیروی هوایی آجا در ساخت مسجد پایگاه سوم شکاری شهید نوژه همدان، به اهمیت و جایگاه مساجد در اسلام پرداخت و دراین باره خاطرنشان کرد: در دین مبین اسلام به ساخت اماکن فرهنگی و عبادی خصوصاً مسجد عنایت و تأکید خاصی شده چرا که مسجد بهترین سنگر مبارزه با شبه ها،کجی ها و انحراف های فکری است و کلیه اهداف اخلاقی و اجتماعی جامعه اسلامی نیز در آن محقق می شود.
نماینده ولی فقیه در ارتش، مساجد را مرکز مبارزه با دشمنان اسلام خواند و دراین باره تصریح کرد: انقلاب ما نیز از مساجد آغاز شد و در طول دوران انقلاب و دفاع مقدس نقش مهمی ایفا نمود.
حجت الاسلام آل هاشم سپس با اشاره به فرارسیدن 17 مرداد ماه، سالروز شهادت شهید محمود صارمی، روز خبرنگار را به تمام فعالان عرصه خبر و اطلاع رسانی تبریک گفت.
وی تصریح کرد: نظام سلطه با تکیه بر توان ارتباطی خود شیوه امپریالیسم خبری را دنبال می کند و هدف آن نیز ترور فرهنگی ملت هاست.
رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش در ادامه یک سو بودن جریان بینالمللی ارتباطات و محدود بودن تعداد کشورهای صاحب نفوذ در این عرصه را از مصادیق بارز امپریالیسم ارتباطی خواند و افزود: هجوم فرهنگی از طریق وسایل ارتباط جمعی مسیری است که دشمنان مدت هاست در آن گام بر داشته اند و با در اختیار داشتن انحصار جهانی رسانهها، یک نوع امپریالیسم فرهنگی و خبری را در جهان حاکم کرده اند.
حجه الاسلام ال هاشم در پایان، با بیان این که خبرنگاران همواره در خط مقدم مقابله با جنگ نرم قرار دارند تأکید کرد: رسالت خبرنگاری رسالت خطیری است که می تواند سرنوشت جامعه جهانی را تغییر دهد
صبح ساعت 9 از خواب بیدار شدم . با این که خیلی خوابم میومد ولی پاشدم تا به کارایی که برنامه ریزی کرده بودم برسم . بعد از کمی وقت گذارانی پارسا رو از خواب بیدار کردم تا زود صبحونه بخوریم و آماده شیم .میخواستم خمیر بازی واسه جیگرم ویک خط چشم واسه ی خودم بخرم .صبحونه رو آماده کردم .2تا لیوان شیر , کمی سر شیر وعسل . فوق العاده بود .حسابی چسبید . بعد از خرید خسته و داغون اومدیم خونه . واقعا بیرون جهنمی بود . انگار از آسمون آتیش می بارید...
وقتی لباسامونو کندیم هر دو موافق بودیم که فقط حمومه که میتونه حالمونو جا بیاره ولی قبلش یه لیوان بزرگ آب خنک میچسبید .تو حموم حسابی با پسر خوشگلم آب بازی کردم .نمیدونم چرا این روزا انقد دلم واسش غنج میره .وقتی بچه های طفل معصوم غزه و عراق رو میبینم واقعا قدر لطف خدا در داشتن این فرشته ی کوچولومو میدونم.خدا کنه که بتونم شکر گذارش باشم وباشیم .
بعد از یه دوش خنک و حسابی موهای جیگرمو سشوار کشیدم و خونه رو مرتب کردم .در این اثنا شیطونکم کامپیوترو روشن کرده بود و مشغول بازی شده بود . خداییش پسر باهوشیه ماشالله . همه چی رو زود یاد میگیره .
ناهار کمی برنج و فسنجون داشتیم . تو فاصله ای که ظرفای صبحونه رو بشورم غذا رو گذاشتم تو مایکرو تا گرم شه . عادت دارم موقع غذا خوردن تلویزیون ببینم .زدم کانال 1 . وای ی ی ...خدای من دوباره سقوط هواپیما ...واقعا تاسف برانگیز بود . داشت اشکم در میومد . چه راحت آدما بر اثر عواملی که میتونست نباشه جون خودشونو از دست میدن . یه بچه ی شیر خواره هم بین کشته شده ها بود . بدتر از همه گوینده ی خبر خیلی با بی تفاوتی این خبر رو اعلام میکرد انگار داره آب وهوا رو گزارش میکنه ...
خدایا دلمون سنگ شده ؟؟؟خبر به این وحشتناکی در لفافه ی خبری ....
دیگه اشتها نداشتم غذامو بخورم . حالم حسابی گرفته شد . انگاری کاه میخوردم . بعد از ناهار پسر نازمو خوابوندم .ورفتم سراغ ظرفا . با بی حوصله گی یه بسته سینه ی مرغ و گذاشتم تو قابلمه زیرشو روشن کردم که پخته بشه .واسه ی لازانیای شب .همیشه با گوشت درست میکنم واسه تنوع مرغ رو انتخاب کردم ولی مثل همیشه خوشمزه نبود .هر چند شوهر جونم همیشه از دست پختم تعریف میکنه .
مرغو که گذاشتم بپزه رفتم سراغ کتابم . ولی نمیدونم کی خوابم برد . وقتی بیدار شدم دیدم بوی سوختگی فضای خونه رو پر کرده . مرغ بیچاره در حال از دست رفتن بود . ولی تو دقیقه ی نود به دادش رسیدمو زیرشو خاموش کردم . قابل استفاده بود .اما آبش به کلی ته کشیده بودو تهش سیاه شده بود . به هر حال کار منو راه مینداخت .
بالاخره غذا آماده شد وما نوش جان کردیم . خلاصه میکنم چون خیلی لا لا دارم ... این وروجک غذای به این لذیذی رو نخورد ومن مجبور شدم واسش نون و پنیر بیارم . من دیگه باید برم .شب خوبی رو واستون آرزو میکنم ...









ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید