از فاطمه اکتفا به نامش نکنید

نشناخته توصیف مقامش نکنید

هرکس که در او محبت زهرا نیست

علامه اگر هست سلامش نکنید

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم




تاريخ : جمعه 16 خرداد 1393
| 14:51 | نویسنده : بانوی پرتقالی | ارسال نظر(0)

حضرت فاطمه (س) : پاداش خوشرویی در برابر مومن ، بهشت است و 

خوشرویی با دشمن ستیزه جو ، انسان را از عذاب اتش باز می دارد.




تاريخ : جمعه 16 خرداد 1393
| 14:50 | نویسنده : بانوی پرتقالی | ارسال نظر(0)

هرکس در هر شب جمعه سوره واقعه را تلاوت کند، خداوند او را دوست خواهد

 داشت،او را در نزد همه مردم محبوب خواهد ساخت، در دنیا بدبختی و تنگدستی

و ناداری نمی بیند ، اسیبی از اسیب های دنیا به او نمی رسد و از همنشینان امیر 

مومنان ( ع ) خواهد بود.این سوره مخصوص حضرت امیر ( ع ) است و هیچکس

با او در ان شریک نیست.




تاريخ : جمعه 16 خرداد 1393
| 14:49 | نویسنده : بانوی پرتقالی | ارسال نظر(0)

قهرمان کوهنوردی ارتشهای جهان تیمسار آبشناسان در جنگ روبرو با صدام

آن موقع که صدام شهرهای ایران را موشک باران و بمباران می کرد، تیمسار آبشناسان نامه ای به او نوشت:



«اگر جناب صدام حسین ژنرال است و فنون نظامی را خوب میداند و نظریه پرداز جنگی است، پس به راحتی میتواند در دشت عباس با من و دوستان جنگ آورم ملاقات کند و با هر شیوهای که میپسندد، بجنگد؛ نه اینکه با بمب افکنهای اهدایی شوروی، محله های مسکونی و بی دفاع را بمباران کند و مردم را به خاک و خون بکشد.»

در جواب نامه، صدام، ژنرال قادر عبدالحمید را با گروه ویژه اش به دشت عباس فرستاد تا به تیمسار آبشناسان یک جنگ تخصصی را نشان بدهد.
سالها قبل در اسکاتلند تیمسار آبشناسان، ژنرال عبدالحمید و گروهش را در مسابقه کوهنوردی ارتشهای منتخب جهان دیده بود. آنجا گروه او اول شد و عراقیها هفتم شدند. حالا در میدان جنگ حقیقى دوباره مقابل ژنرال قادر عبدالحمید قرار گرفت و بعد از یک درگیری طولانى، لشکرش را شکست داد و خود او را اسیر کرد.


درود بر بزرگمردان سرزمینم......
یادشان همیشه گرامی و راهشان همیشه پر رهرو......



تاريخ : جمعه 16 خرداد 1393
| 14:47 | نویسنده : بانوی پرتقالی | ارسال نظر(0)

امیر سرتیپ شهید بختیار آقایی




شهید بختیار آقایی در سال 1329 درشهرستان سراب در آذربایجان شرقی در خانواده ای ساده و روحانی متولد گردید.
وی دوران تحصیل خود را از 7 سالگی در همان منطقه تا دوره دبیرستان به پایان رساند و در طی همین مدت علوم قرآنی را در مکتب پدر بزرگ خویش فرا گرفت.
وی در سال 1347 به تهران آمد و وارد دبیرستان نظام شد. پس از گذراندن این دوره 3 ساله که توام با عشق و علاقه وی به این رشته بود در سال 1350 با شرکت در کنکور ورودی دانشکده افسری به استخدام ارتش درآمد.
پس از طی دوره 3 ساله دانشکده افسری در تاریخ 1350/7/1 در رسته پیاده به درجه ستوان دوم مفتخر شد.پس از طی دوره ی مقدماتی رسته ی پیاده در مرکز آموزش پیاده شیراز به مرکز آموزش 03 عجب شیر اختصاص یافت و در آنجا مشغول تعلیم و تربیت سربازان غیور میهن گشت.
او در تمام لحظات زندگی خود چه در محیط کار و چه در خانواده و یا هر جمعی که حاضر بود بعنوان یک افسر جدی و متعهد به اصول اخلاقی و رفتاری و عقاید اسلامی بود بطوری که همواره از ایشان به عنوان یک مسلمان واقعی یاد می شد.

از مشخصه های ویژه این شهید بزرگوار استفاده از آیات و عبارات قرآنی و امثال وحکم و اشعار زیبای شاعران آذری زبان در محاوره هایش بوده. ایشان همواره عشق به عاشورا و ذکر مصیبت امام حسین(ع) و زیارت اهل قبور را از وظایف خود می دانست.
ایشان علاوه بر تلاوت آیات قرآنی حافظ قرآن نیز بود بطوری که اکثر آیه های قرآنی را از حفظ تلاوت می نمود.
ایشان در سال 1355 ازدواج نموده اند که همسر ایشان از قشر فرهنگی بوده و ثمره ازدواج وی 2 فرزند پسر به نام آرمان که در سال 1357 در روز عید قربان متولد گردید و چون همیشه آرزوی پیروزی انقلاب را داشت او را آرمان نامید و فرزند دیگرش به نام علی که نامش را با خودش آورده بود یعنی روز 21 ماه مبارک رمضان 1359 متولد گردید و وی بسیار خوشحال بود از اینکه خداوند در چنین روزهای مبارکی به ایشان فرزندانی از قرآن عطا کرده و همیشه آرزوی این را داشت که فرزندانش را علی وار تربیت کند.

شهید آقایی در مورخ 1360/12/25 در بلندی های مهاباد هنگام مبارزه و سرکوبی ضد انقلابیون کرد حزب کومله به درجه رفیع شهادت نائل شدند و خون پاک خود را نثار دین اسلام وحفظ این آب وخاک نمود.

لازم به ذکر است هر دو فرزند این شهید معزز در رشته های علوم پزشکی تحصیلات شان رابا کسب بهترین رتبه های علمی وپژوهشی به پایان رسانده ودکتر آرمان آقایی بعنوان پزشک متخصص جراح و دکتر علی آقایی بعنوان دندانپزشک در مرکز درمانی که به حماسه افرینی های این شهید تاسیس شده مشغول به خدمات رسانی به مردم عزیز میباشند.



تاريخ : جمعه 16 خرداد 1393
| 14:44 | نویسنده : بانوی پرتقالی | ارسال نظر(0)


شهید محسن رادژیان در چهارم تیرماه 1342 در تهران در خانوادهای مذهبی و خیر به دنیا آمدپدرش نظامی بود و به همین علت با آگاهی کامل لباس مقدس سربازی را انتخاب نمود.
وی از اوان كودكی بسیار آرام و سربه زیر بود و در جلسات مذهبی شركت فراوان داشت. تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را به ترتیب در مدارس اسلامی، غفور و رهنما به پایان رسانید و در طول تحصیلات جزء شاگردان ممتاز به شمار میرفت و پس از اخذ دیپلم ریاضی فیزیک از دبیرستان زهرا شروع به فراگرفتن دروس جامع المقدمات و ادبیات عرب در یكی از مراكزاسلامی نمود و در فكر داشت تمام نیروی خود را به مفهوم واقعی وقف مستضعفین جامعه نماید وی از ایدئولوژی اسلامی واقعی برخوردار بود و در هر موردی در اولین مرحله جزء بهترین افراد محسوب میشد.شهید رادژیان بعد از اتمام دوران تحصیلات در تاریخ 05/07/1362 به استخدام ارتش جمهوری اسلامی ایران درآمد و وارد دانشكده افسری گردید . وی همواره یكی از دانشجویان با روحیه بود كه بعلت جدیت و تلاش فراوان در امور ورزش و مسابقات ارتش چندبار مورد تشویق قرار گرفت وی میگفت: راهی را كه در پیش گرفتهام خود انتخاب كردهام و دوست ندارم كه در رختخواب بمیرم و چه بهتر كه در راه هدفی که آن را مقدس میدانم شهید شوم.وی با اخلاق پسندیده ای که داشت در دل تمام همكاران و همقطارانش جای داشت و علیرغم اینکه در دانشگاه سراسری واحد اوین نیز در رشته زیست شناسی قبول شده بود از ادامه آن خودداری نموده و به خدمت در دانشگاه افسری ادامه داد.
وی بسیار کم حرف بود و كم صحبت میكرد ولی از هر كلمه حرفش موضوعاتی مهم روشن میشد و حرفهایش واقعاً پربار بود. اخلاص و پاكی او به صورت باشكوهی در كارهایش میدرخشید، بیاعتنایی به ظواهر مادی، خوش مشربی و زبان شیرینش از وی مصاحبی مغتنم برای دوستان و آشنایان ساخته بود مهربانی و عطوفت او باعث جذب و جلب تمامی دوستانش میگشت. شهید رادژیان با روحیه پهلوان منشی كه داشت قدم به سال دوم دانشكده گذاشت و در همین سال بود كه به همراه دیگر دانشجویان دانشكده افسری برای انجام مأموریت و اجرای برنامه مین گذاری و مین برداری به مناطق عملیاتی جنوب اعزام و در ساعت 7/30 مورخه 63/5/1 به هنگام آموزش مین در اردوگاه آموزشی سد دز بدلیل برخورد پای وی با مین جهنده به فیض عظمای شهادت نائل آمد


فرازی از وصیتنامه شهید رادژیان:
راهی را كه در پیش گرفتهام خود انتخاب كردهام و دوست ندارم كه در رختخواب بمیرم و چه بهتر كه در راه هدفی که آن را مقدس میدانم شهید شوم.



تاريخ : جمعه 16 خرداد 1393
| 14:42 | نویسنده : بانوی پرتقالی | ارسال نظر(0)

امیر سرلشكر شهید علیرضا سنجابی

شهید علیرضا سنجابی در سال 1319 در شهرستان قزوین دیده به جهان گشود. وی درسال 1338 وارد دانشگاه افسری امام علی(ع) نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران شد و از سال 1359 تا 1366 حضوری پرشور در جبهههای حق علیه باطل داشت، این شهید والامقام که سمتهایی همچون فرمانده تیپ یکم پیرانشهر و جانشین قرارگاه عملیاتی شمالغرب را در طول سالیان حضورش در دوران دفاع مقدس عهدهدار بود در سال 1364 در عملیات قادر بهدلیل بمباران شیمایی به شدت مجروح و به درجه جانبازی نائل گشت.
تدریس در دانشگاه عالی دفاع ملی، دانشگاه فرماندهی و ستاد ارتش(دافوس) و دانشگاه آزاد اسلامی از جمله فعالیتهای شهیدسنجابی در دوران پس از جنگ تحمیلی بود.
شهید سرتیپ دکتر علیرضا سنجابی که از نیروهای شجاع و از فرماندهان نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در دوران دفاع مقدس بود و در عملیاتهای همچون والفجر2، والفجر9 و ظفر3 حضوری فعال و اثرگذار داشت، سرانجام شامگاه 1یکم اسفند91 در سن72 سالگی به خیل آسمانیها و همرزمان شهیدش پیوست



تاريخ : جمعه 16 خرداد 1393
| 14:41 | نویسنده : بانوی پرتقالی | ارسال نظر(0)


ستواندوم شهيد ايرج آبگون در سال 1342 در استان همدان شهرستان ملاير در يك خانواده اصيل متولد شد خانواده وی از نظر مالی در وضعیت بسیار خوبی بودند و علیرغم مخالفت خانواده اش، پس از اخذ مدرك ديپلم علوم تجربي و قبولي در آزمون در تاریخ 1361/07/01 وارد دانشکده افسري نیروی زمینی ارتش شد و پس از طي سه سال تحصيل به همراه ساير دوستان جمعی گردان نصر يعني دوره پنجم بعد از انقلاب فارغ التحصيل شد.
او جواني بود خوش اندام، جوانمرد، پاك، و با تقوا، يار مظلومان و ضعفا بود كشتي ورزش تخصصي او بود. قدي بلند و همتي والا و هيكلي تنومند و چابك داشت قبل از عمليات بيت المقدس 5 در منطقه عمومي مريوان، فرمانده گروهان يكي از گردانهاي لشکر 23 نیروهای ویژه هوابرد بود و معاونش شهيد يد الله پيراني ازهمدوره هاي ايشان از روحيه رزمي بالائي برخوردار بود. بطوري كه وقتي آنها در كنا ر رودخانه اي بالاتر از پادگان شهيد رسول عبادت در منطقه تجمع گرد هم آمده بودند. ميگفت من به حول و قوه الهي و به همت سربازان و توكل به خدا هدفم را سريع فتح خواهم کرد و درسي فراموش نشدني به دشمن خواهم داد.
سرانجام شب عمليات (1367/1/22) فرا رسيد، هجوم آغاز شد. در حين پيشروي مورد اصابت گلوله مستقيم دشمن قرار مي گيرد افرادش مي خواهند او را تخليه كنند و لي فرياد مي زند مرا رها كرده و به پيشروي ادامه دهيد در همان حال زخمی، سربازانش را به جلو هدايت مي كند.
در آن تاريكي شب خدا مي داند كه باز هم گلوله به او اصابت كرد يا نه. همانطور كه آرزویش بود، سريعاَ هدف تسخير شد فردا صبح وقتي هوا روشن شد سربازان و ديگر كاركنان پايور اثري از فرمانده زخمی لیکن شجاع و با روحيه خود نديدند.
آري او و معاون چالاك و با ايمانش مفقود الاثر شدند اي كاش ارتفاعات مرزي مريوان به زبان مي آمدند و نحوه شهادت مظلومانه آنان را برای ما به تصوير مي كشيدند تا شايد تسلي خاطري براي دل تنها دختر بجامانده و چشم به راه ايرج آبگون مي شد. اميد است خداوند با شهداي كربلا و امام شهدا (ره ) محشورش بفرمايد




تاريخ : جمعه 16 خرداد 1393
| 14:40 | نویسنده : بانوی پرتقالی | ارسال نظر(0)




تاريخ : جمعه 16 خرداد 1393
| 14:36 | نویسنده : بانوی پرتقالی | ارسال نظر(0)

aks-jadid (21)




تاريخ : جمعه 16 خرداد 1393
| 14:28 | نویسنده : بانوی پرتقالی | ارسال نظر(0)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • وب شیمی
  • وب سمفونی
  • وب قالب بلاگفا
  • وب رفتن