
دیابت که اغلب توسط پزشکان از آن به عنوان مرض قند یاد می شود شامل یک سری بیماری های مربوط به سوخت و ساز بدن است که در آن گلوکز یا (قند خون) فرد بالا می رود٬ این مرض یا به دلیل تولید ناکافی انسولین پدیدار می گردد٬ یا به دلیل ناکارآمدی سلول های بدن در برابر انسولین یا به هر دو دلیل.
بیماران با قند خون بالا معمولا دچار پر ادراری (تکرر ادرار) و تشنگی شدید( استسقا ) و دچار گرسنگی (پراشتهایی) می شوند.
سه نوع دیابت وجود دارد:
۱٫دیابت نوع اول
بدن به تولید انسولین پاسخ نمی دهد.
بعضی از افراد از این نوع دیابت به نام های دیابت وابسته به انسولین یا دیابت نوجوان یا دیابت زودرس یاد می کنند. افراد معمولا قبل از چهل سالگی دچار دیابت نوع اول می شوند اغلب در اوایل بزرگسالی یا در دوران نوجوانی.
دیابت نوع اول مانند دیابت نوع دوم شایع نیست تقریبا ده درصد ازکل موارد مربوط به دیابت شامل دیابت نوع اول می شود.
بیمارانی که دچار دیابت نوع اول هستند در تمام طول زندگی نیاز به تزریق انسولین دارند. آنان هم چنین باید با انجام منظم تست خون و دنبال کردن یک رژیم غذایی خاص سطح گلوکز خون خود را در حد مناسبی نگاه دارند.
بین سال های ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۹ طبق تحقیقی در باب دیابت در جوانان که در CDC (مرکز کنترل و پیشگیری بیماری) منتشر شد٬ شیوع دیابت نوع اول در افراد زیر بیست سال در آمریکا به ۲۳ درصد رسیده بود.
۲٫دیابت نوع دوم
بدن برای عملکرد مناسب انسولین کافی تولید نمی کند یا سلول های بدن به انسولین پاسخ نمی دهند (مقاومت در برابر انسولین).
حدود نود درصد از کل موارد مربوط به دیابت در دنیا از این گونه است.
بعضی از افراد مبتلا به این نوع دیابت قادرند با کاهش وزن٬ دنبال کردن یک رژیم غذایی سالم٬ ورزش کردن و توجه به سطح گلوکز خون خود علایم مرض دیابت نوع دوم خود را کنترل کنند. اما دیابت نوع دوم به طور معمول یک بیماری پیشرونده به حساب می آید ٬ این نوع دیابت به مرور زمان بدتر می شود و به احتمال زیاد٬ دست آخر بیمار مجبور خواهد شد تا انسولین دریافت کند که این انسولین معمولا به صورت قرص می باشد.
افراد مبتلا به اضافه وزن و افراد چاق در مقایسه با افرادی با وزن مناسب٬ بیشتر در معرض ابتلا به دیابت نوع دوم هستند. در این باره باید گفت افرادی که دارای چربی در ناحیه شکم هستند٬ که به نام چاقی مرکزی یا چربی شکمی مشهور است٬ به طور خاص در معرض خطر می باشند.
اضافه وزن ،فعالیت کم بدنی ،خوردن غذاهای ناسالم همه و همه دست به دست هم می دهد تا یک فرد را در معرض خطر ابتلا به دیابت قرار دهد طبق گزارشی که محققان دانشگاه Imperial لندن در مجله Diabetologia منتشر ساختند: نوشیدن فقط یک قوطی نوشابه (غیر رژیمی) در روز خطر ابتلا به دیابت نوع دوم را تا ۲۲ درصد افزایش می دهد. دانشمندان بر این باورند که نوشیدنی های غیر الکلی شیرین بیشتربا ابتلا به بیماری دیابت رابطه مستقیمی دارد تا با افزایش وزن.
با افزایش سن خطر ابتلا به بیماری دیابت نوع دوم نیز افزایش می یابد. کارشناسان هنوز درباره علت آن کاملا به یقین نرسیده اند اما آنان بیان می دارند هنگامی که افراد پا به سن می گذارند دچار افزایش وزن شده و فعالیت بدنی آنان کاهش می یابد. افرادی که یکی از اعضای خانواده آنان دچار دیابت نوع دوم می باشد یا در گذشته به آن مبتلا بوده و افرادی که اصل و نصب آنان به شرق میانه٬ آفریقا یا آسیای جنوبی بر می گردد بیشتر در معرض ابتلا به بیماری دیابت می باشند.
مردانی که سطح تستسترون آنان پایین است خطر ابتلا به بیماری دیابت نوع دوم در آنان بیشتر است. محققان دانشگاه Edinburgh٬ اسکاتلند دریافته اند سطح پایین تستسترون با مقاومت در برابر انسولین در رابطه است.
اندازه گیری سطح گلوکز در خون
۳٫دیابت بارداری
در دوران حاملگی زنان دچار این نوع دیابت می شوند. در میان بعضی زنان سطح گلوکز خون بسیار بالاست و بدن آنان قادر نیست برای انتقال گلوکز به سلولها انسولین کافی تولید کند این امر باعث افزایش بیش از حد سطح گلوکز می گردد.
تشخیص این نوع دیابت در دوران بارداری ممکن است.
اکثر بیماران مبتلا به دیابت حاملگی قادرند با ورزش و رژیم بیماری خود را کنترل کنند وحدود ده تا بیست درصد آنان به داروی کنترل کننده گلوکز خون نیاز پیدا می کنند. دیابت حاملگی تشخیص داده نشده یا کنترل نشده می تواند خطر بروزعوارض را به هنگام زایمان افزایش دهد و نوزاد ممکن است بزرگتر از اندازه معمول خود باشد.
دانشمندان موسسه ملی بهداشت و دانشمندان در دانشگاه Harvardدریافتند خطر ابتلا به بیماری دیابت حاملگی در زنانی که قبل از بارداری در رژیم غذایی خود کلسترول و چربی حیوانی زیاد داشتند نسبت به هم تایان خود که در رژیم غذایی خود کلسترول و چربی کمتری داشتند٬ بالاتر بود.
بینی بزرگ موجب محافظت در برابر بیماریهای مختلف از جمله سرماخوردگی میشود. به اعتقاد اغلب افراد، بینی کوچک یکی از مهم ترین شاخصههای زیبایی چهره به شمار میرود.
به همین دلیل است که جراحی زیبایی بینی در میان جوانان بسیار پرطرفدار است. اما مطالعات محققان آمریکایی نشان میدهد که بینی بزرگ موجب محافظت در برابر بیماریهای مختلف از جمله سرماخوردگی میشود.
در این بررسی مشخص شد که هر چه بینی و لبها بزرگ تر باشند، ذرات معلق، گرد و غبار و باکتریهای کمتری وارد بدن میشوند.
برای انجام این تحقیق، پژوهشگران دو بینی مصنوعی ساختند که یکی از آنها ۲.۳ برابر از دیگری بزرگ تر بود. این دو بینی روی دو صورت مصنوعی قرار گرفت و دو لب مصنوعی با شکلها و اندازههای متفاوت نیز روی این صورتها آزمایش شد. نتایج نشان داد در بینیهای بزرگ تر به مراتب ذرات معلق کمتری وارد مسیر تنفسی میشوند.
این نتیجه در مورد لبهای بزرگ تر نیز صادق بود. سرپرست این گروه تحقیقاتی معتقد است: بینی بزرگ تر خطر ورود عفونت به بدن را کاهش داده و همچنین میزان آلودگی هوای وارد شده به بدن را نیز کمتر میکند.
تعجبی ندارد که عروس ها و مادرشوهرها روابط پیچیده ای دارند. به گفته دکتر دیانا بران، روانپزشک و مؤلف، هر دوی آنها احساس تهدید می کنند. عروس ها می خواهند در فامیل شوهر جا باز کنند، در حالیکه مادرشوهرها می خواهند مطمئن شوند که از زندگی فرزندشان خارج نشده اند. حتی وقتی هم که هر دوی این خانم ها همدیگر را دوست داشته باشند، مشخص کردن نقش هر یک سخت است. برای اجتناب از استرس خانوادگی، ما از مادرشوهرها (و البته از چند عروس) درباره حرف هایی که برایشان سنگین می آید سوال کردیم و از کارشناسان پرسیدیم چطور می توان با آرامش با این مسائل رسیدگی کرد.
1. "هر وقت خواستید بیایید قدمتون رو چشم ماست. همیشه رو کمک ما حساب کنید."
همیشه سیاست در باز نتیجه معکوس می دهد. مثال: عروس جودی به او گفت که اگر به چیزی نیاز داشت بگوید. ولی وقتی شوهر جودی آلزایمر گرفت، عروسش اصلاً سری به او نزد و قلبش را شکست. دکتر روانپزشک تینا تسینا می گوید: «وقتی قول هایی می دهید که به آنها وفا نمی کنید بیزاری ایجاد می کنید.» بجای قول دادن سعی خود را بکنید تا زمانی را برای دیدن یکدیگر تنظیم کنید که برای هر دوی شما مناسب باشد. اگر مجبور شدید در لحظه برنامه ریزی کنید، بگویید که باید قبلش با شوهرتان هماهنگ کنید.
2. "من نظر شما را نخواستم."
کاتلین می گوید: «وقتی به عروسم گفتم که بین کار و خانواده اش تعادل ایجاد کند، خیلی خشمگین شد.» شاید توصیه های مادرشوهر به شما حس تحکم بدهد، ولی فرض کنید که او نیتش خوب است و از او تشکر کنید و کار خودتان را بکنید. اگر به تحمیل نظراتش ادامه داد، برای مثال اینطور جواب بدهید: «متشکرم. ولی ما تصمیم گرفتیم نظر پزشک اطفال را پیاده کنیم.» اگر این حرف او را ساکت نکرد، از شوهرتان کمک بگیرید و با هم برای مادرشوهرتان توضیح دهید که رفتارهای او هم شما را آزار می دهد و هم به او می فهماند که بعضی موضوعات اصلاً قابل بحث نیستند.
3. "باورم نمیشه به اون رأی دادید."
سیاست، مذهب و موضوعات حساس دیگر باعث می شوند که شام خانوادگی تبدیل به صحنه جنگ شود. شارون می گوید: «در بحثی در مورد سیاست، عروسمان مستقیماً به ما گفت که اشتباه می کنیم و فکرمان غلط است. من شوکه شدم.» دکتر بران می گوید اگر نمی توانید در این مواقع خونسرد باشید و بگویید: «سیاست همیشه مرا ناراحت می کند. من نظری نمی دهم.» اگر وارد دعوا و مشاجره شوید، هیچکس برنده نمی شود.
4. "چرا به پسرت یاد ندادی..."
بسیاری از خانم ها مادرشوهرهای خود را مسئول عیوب شوهرانشان می دانند. سارا اعتراف می کند: «من یک بار در میان حرف هایم به او گفتم که کاش به شوهرم مهارت های سازمانی یاد داده بود. او ناراحت شد و به دل گرفت.» دکتر بران می گوید: «چه انتظاری دارید؟ می خواهید مادرشوهرتان گارد نگیرد و ناراحت نشود؟» این موضوع او را هم وارد مسائل شما می کند و همه چیز بدتر می شود و شوهرتان دیگر مسئولیت کارهایش را به عهده نمی گیرد. با آنکه همیشه انداختن تقصیر گردن مادرش راحت تر است، ولی این شما و شوهرتان هستید که باید مسائلتان را حل کنید.
5. "من خانواده خودم راحت ترم."
این شکایت در میان مادرشوهرها رایج است. عروس ها همیشه به پدر و مادر خود بیشتر اهمیت می دهند. کاتلین می گوید: «عروسم در روز تعطیل یا عید پیش خانواده خودش می رود. عکس های پدر و مادرش در همه جای خانه دیده می شوند و آنها اصلاً عکسی از من و شوهرم در خانه نگذاشته اند.» با آنکه راحت بودن با پدر و مادر خودتان کاملاً منطقی است، ولی باید بپذیرید که این دو خانواده با هم وصلت کرده اند و باید پدر و مادر همسرتان را هم بازی بدهید. قدم اول: همیشه در مورد مسائلی از این دست که برای گذراندن هر تعطیلی کجا بروید با شوهرتان صحبت کنید. سپس با هم با خانواده ها هماهنگ کنید. اگر شوهرتان می خواهد بیشتر با خانواده اش باشد، اشکالی ندارد که زمانی را با آنها تنها بگذراند و شما هم گاهی بچه ها را پیش آنها بگذارید.
6. امیدوارم کمد لباس هایتان به من برسد."
جودی تعریف می کند: «عروسم گفت که یک کمد لباس خریده است چون امیدوار است لباس های من به او برسد. او گفت دیگر نمی تواند بیشتر از این منتظر بماند. انگار من باید همین الان سرم را زمین بگذارم و بمیرم!» گفتگوهای مربوط به ارث باید بین شوهرتان، خواهر و برادرهایش و پدر و مادرش باشند. شما حقی بر دارایی مادرشوهرتان ندارید. اگر او بعضی چیزها را به شما می دهد خیلی خوب است، ولی یک عروس هرگز نباید این بحث ها را پیش بکشد.
7. "ما خیلی سرمان شلوغ است و وقتی برای دیدن شما نداریم."
سارا می گوید: «مادرشوهرم خیلی بیشتر از ما دوست دارد ما را ببیند و وقتی می گوییم تعهدات و مشغله های دیگری داریم واکنش بدی می دهد.» در این مورد هم باید با شوهرتان هماهنگ شوید و دو نفری با مادرشوهرتان حرف بزنید. با مهربانی به او بگویید که چند وقت یکبار می توانید او را ببینید تا او هم توقعاتش را درست کند و غافلگیر یا ناراحت نشود. یک تاکتیک: «ما خیلی دوست داریم بیاییم شما را ببینیم، ولی برای بچه ها بهتر است که گاهی هم با دوستانمان دیدار کنیم و برای خودمان هم وقت بگذاریم.» اگر او شما را با برنامه ای غافلگیر کرد، بگویید: «این تاریخ ما نمی توانیم بیاییم، ولی دفعه بعد که برنامه مان اجازه داد می توانیم بیاییم.»
8. "می شود بجای من با دخترت صحبت کنی؟"
دعواهای عروس و خواهرشوهری همیشه پرمسئله است و شما با کمک گرفتن از مادرشوهرتان به هیچ جایی نمی رسید. ملیسا می گوید: «ما خواهرشوهرم را استخدام کردیم که وقتی من سر کار می روم از بچه ها مراقبت کند، ولی همیشه کنسل می کرد، بنابراین از مادرشوهرم خواستم با او حرف بزند. مادرشوهرم طرف دخترش را گرفت و عصبانی شد.» دکتر بران می گوید: «وقتی مادرشوهرتان را درگیر ماجرا می کنید در واقع از او می خواهید طرف یک نفر را بگیرد.» این دعواها باید بین خودتان بماند.
9. "فکر نکنید همیشه می توانید بچه ها را ببینید."
کاتلین می گوید: «اگر عروسم می توانست کلاً ما را از زندگی نوه هایمان بیرون می انداخت.» دکتر تسینا می گوید که این کار واقعاً خجالت دارد زیرا: «دیدن اختلافات شخصیتی به بچه هایمان یاد می دهد که در شرایط و موقعیت های مختلف مذاکره کنند. اگر نگرانید که مادرشوهر و پدرشوهرتان تأثیر بدی بگذارند، برای مثال اگر پیش فرزندانتان سیگار می کشند، باید شما و شوهرتان با هم از آنها بخواهید که این کار را نکنند وگرنه دیگر نوه هایشان را نمی بینند. اگر پیامد کار را برایشان شرح دهید، طولی نمی کشد که آنها با شما همکاری می کنند.»
10. "بهتر است پسرت با تو حرف بزند."
سوزان می گوید: «همیشه پسرم با ما ارتباط برقرار می کند. وقتی شوهرم بیمارستان بود اصلاً خبری از عروسم نشد.» این یعنی عروسم می خواهد ما از آنها دور بمانیم. دکتر تسینا می گوید: «با آنکه این شوهرتان است که در اغلب مواقع باید به مسائل رسیدگی کند، ولی شما نباید پشت او قایم شوید و از ارتباط برقرار کردن با آنها خودداری کنید. شما هم باید با آنها ارتباط برقرار کنید تا شوهرتان از اینکه همیشه در وسط ماجرا باشد، احساس بیزاری نکند.» علاوه بر آن، وقتی فرزندانتان ببینند که شما با پدرشوهر و مادرشوهرتان خوب رفتار می کنید، آنها هم از شما تبعیت می کنند و در آینده همینطور رفتار می کنند.

کیا سورنتو سال 2013/2013 Kia Sorento XM Si MY13
کیا سورنتو سال 2013/2013 Kia Sorento XM Si MY13

کیا سورنتو سال 2013/2013 Kia Sorento XM Si MY13




خانمهایی که شکم دارند بخوانند!
تجمع چربی در اطراف شکم پس از یائسگی، دومین پدیده شایع در میان خانم هاست. در ادامه علت بروز این مشکل و راه های مقابله با آن را به شما یادآوری می کنیم. گاه افزایش چربی شکمی علامت طبیعی ناشی از افزایش سن تلقی می شود. این مسئله در مورد خانم ها عموماً پس از یائسگی که چربی در اطراف شکم تجمع بیشتری پیدا می کند اتفاق می افتد.
اما چربی شکمی فقط باعث بدشکلی بدن شما نمی شود، بلکه این پدیده شایع برای سلامت شما نیز خطرات بسیاری ایجاد می کند. اما امیدوارکننده است بدانید که با کاهش این چربی می توان خطرات ناشی از آن را نیز کاهش داد.
دلایل تجمع چربی در ناحیه شکم
وزن شما به تعادل میان، میزان دریافت انرژی و میزان مصرف انرژی در طول روز بستگی دارد. اگر شما پرخوری کنید و کم تحرک نیز باشید، احتمال اینکه انرژی اضافی در بدن شما به صورت چربی انباشته شود بسیار زیاد است. اما در این میان، افزایش سن نیز یکی از عواملی موثر محسوب می شود. با افزایش سن، حجم عضلات در بدن کاهش یافته و چربی ها افزایش می یابند. کاهش عضلات نیاز بدن شما به انرژی را کاهش می دهد، در نتیجه اگر الگوی تغذیه ای شما مانند قبل باشد، احتمال بروز چاقی بیشتر است. بسیاری از خانم ها نیز با افزایش سن و بدون افزایش در وزن کلی بدن متوجه افزایش چربی دور شکم خود می شوند. چنین موردی می تواند مربوط به کاهش هورمون استروژن و در نتیجه تجمع چربی در نقاط خاصی از بدن از جمله شکم باشد. همچنین استعداد چاقی و افزایش وزن و تبدیل شکل بدن از حالت گلابی به حالت سیب، می تواند زمینه ژنتیکی نیز داشته باشد.
تجمع چربی ها در قسمت های مختلف بدن
چربی شکمی فقط به لایه زیر پوست محدود نمی شود و این نکته خطرناک ترین جنبه تجمع چربی شکمی است. عمق این چربی ها آنقدر زیاد است که اعضای داخل شکم را نیز احاطه می کند. هر چند که چربی زیر پوست از لحاظ زیبایی و تناسب اندام برای شما ایجاد مشکل می کند، اما چربی هایی که اطراف اندام های داخلی تجمع پیدا می کنند به مراتب خطرناک تر هستند. برخی از مشکلاتی که در اثر وجود این چربی ها برای سلامتی شما ایجاد می شوند عبارتند از:
ـ بیماری های قلبی عروقی
ـ دیابت نوع
ـ برخی انواع سرطان
همچنین رابطه معنی داری بین چربی شکمی و مرگ زودرس مشاهده شده است. در واقع این تحقیقات ثابت کرده اند که حتی اگر خانمی وزن کلی و تناسب وزن به قد مناسبی داشته باشد، اما با مشکل تجمع چربی شکمی روبرو باشد، همچنان در معرض خطر مرگ ناشی از بیماری های قلبی عروقی قرار دارد.
نحوه اندازه گیری دور شکم
با توجه به نکاتی که عنوان شد، بهتر است با نحوه صحیح اندازه گیری دور شکم آشنا شده و قادر باشید میزان آن را با مقدار طبیعی و قابل قبول مقایسه کنید. برای اندازه گیری دور شکم تان، کافیست که یک متر را بر روی شکم برهنه خود، درست بالاتر از استوان لگن خاصره، قرار دهید. متر را دور شکم خود بپیچید، به گونه ای که فاصله ای بین متر و شکم شما نباشد اما در عین حال متر باعث فشردگی پوست شکم تان نیز نشود. حال بدون اینکه شکم خود را جمع کنید یا به سمت داخل فرو بدهید، نفس خود را بیرون داده، و دور شکم خود را اندازه گیری کنید. برای خانم ها، دور شکم ۸۹ سانتی متر یا بیشتر نشان دهنده وجود خطر است و در این حالت احتمال ابتلا به بیماری های قلبی عروقی، فشارخون بالا، و دیابت نوع ۲ افزایش می یابد و برای آقایان نیز حداکثر مجاز اندازه دور شکم ۱۰۲ سانتیمتر است.
راه های کاهش چربی
شما می توانید چربی شکمی خود را از راه های گوناگون از جمله ورزش های موضعی کنترل کنید. اما انجام ورزش های موضعی تنها راه از بین بردن این چربی ها نیست. البته توجه داشته باشید که برای کاهش چربی هایی که اطراف اندام های داخلی شما را پوشانده اند، استفاده از راه هایی که منجر به کاهش وزن کلی بدن شما می شوند موثرند و باید با مراجعه به متخصصین تغذیه و برخورداری از رژیم کاهش وزن صحیح و اصولی به کاهش این چربی های احشایی اقدام کنید. به طور کلی برای مبارزه با چربی های دور شکم راهکارهای زیر توصیه می شود:
ـ رژیم غذایی سالمی داشته باشید. سعی کنید بیشتر از غذاهای حاوی سبزیجات استفاده کنید. میوه ها، غلات، لبنیات کم چرب، و پروتئین های کم چرب را نیز فراموش نکنید. مصرف چربی های اشباع شده که در گوشت قرمز، لبنیات پرچرب، پنیر و کره یافت می شود را محدود کنید.
ـ اندازه وعده های غذایی خود را کاهش دهید. حتی اگر شما سعی کنید از مواد غذایی سالم استفاده کنید، به هر حال پرخوری باعث دریافت میزان زیادی انرژی می شود که در نتیجه وزن و خصوصاً چربی های دور شکم شما افزایش می یابند. در خانه، وعده های غذایی خود را کم حجم در نظر بگیرید و در رستوران، یک پرس غذا را با فرد دیگری شریک شوید یا نیمی از غذا را بخورید و باقی را به همراه خود به خانه ببرید.
ـ فعالیت فیزیکی را در برنامه روزانه خود بگنجانید. معمولاً برخی فعالیت های سبک و هوازی، مانند پیاده روی به مدت ۱۵۰ دقیقه در هفته یا دویدن سبک به مدت ۷۵ دقیقه در هفته توصیه می شود. اگر شما قصد کاهش وزن یا رسیدن به برخی اهداف وزنی و تناسب اندام خاصی را دارید، شاید لازم باشد بیشتر و جدی تر ورزش کنید.
اگر می خواهید چربی های بدن خود را کاهش دهید و این کاهش ماندگار باشد، از یک برنامه کاهش وزن تدریجی پیروی کنید. کاهش هفته ای ۱ کیلوگرم از وزن بدن ایده آل محسوب می شود. بهتر است قبل از شروع کاهش وزن، با یک متخصص و یا کارشناس تغذیه و رژیم درمانی در این رابطه مشورت کنید.
سلام سلام
من اومدم.والبته خیلی سر حال و خوشحال.
اخه امروز مهمونای عزیزی داشتم.گلایی که با دیدنشون پر میکشم به اسمون.نازنینایی که همیشه پشتم هستن.ومن به داشتنشون افتخار میکنم.خانواده ی رنگین کمونیم.مهمونای من مادر و پدر گلم همراه با خواهر های عزیزتر از جونم بودن.خدایا همشونو حفظ کن که با نفسهای اونها جون میگیرم و با لبخند شیرینشون سرشار از حس خوشبختی میشم.
امین.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ای بابا چرا میای پایین؟؟
من داشتم شب بخیر میگفتم که برم لالا...
ولی حالا که تا اینجا اومدید.بذارید یه کم از امشب بگم واستون.
اگه دلتون نخواد شام پلو و قیمه بادمجون داشتیم.تعریف از خود نباشه(والبته به نقل از دیگران)غذام مثل همیشه بی نظیر بود.جای همتون خالی...
ولی این پارسای خوشملم که الهی من فداش شم اصلا خوب غذا نخورد و من که اینجور مواقع به شدت پریشون میشم و عصبی تمام تلاشمو کردم که جلوی مهمونای عزیزم خوشتنداری کنم...
حالا بگذریم ...
سرتونو درد نمیارم.فک کنم ادما باید گاهی واقعا خودشونو به اون راه بزنن.چون شنیدم اگه مغذی ترین غذارو هم به زور به بچه بدیم کار یه تیکه نون خالی که اون با میل میخوره رو نمیگیره...ولی خدا واقعا بهمون توان خوب بودن ومعقول بودن رو در برابر این فرشته های ناز بده...ایشالله
ماشین لباسشوییم شروع به اواز خوندن کرده.یعنی داره میگه خانووم پرتقالی بیا که من کارم با لباساتون تموم شد.
خب دیگه من برم رختارو پهن کنم.بعدش مسواک ولالا.
البته حتما میدونید که قبل مسواک باید از نخ دنون هم استفاده کرد...
مطمئنا منم همین کارو میکنم...
شبتون بخیر.
حوالی سال 1230 ه.ش: مرد: دختره خير نديده! تا نكشمت راحت نميشم!
زن: آقا ، حالا يه غلطی كرد! شما بگذر. نامحرم كه تو خونه مون نبوده. حالا يه بار بلند خنديده!
مرد: بلند خنديده؟! اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا ميخواد بره بقالی ماست بخره! همش تقصير توئه كه درست تربيتش نكردی. نخير نميشه. بايد بكشمش! (بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده میشه و دختر گناهكارشو میبخشه!)
زن: آقا خدا سايه شما رو هيچوقت از سر ما كم نكنه.
نيم قرن بعد ، سال 1280:
مرد: واسه من میخوای بری مدرسه درس بخونی؟! میكشمت تا برات درس عبرت بشه!
زن: آقا ، آروم باشين. يه وقت قلبتون خدای نكرده میگيرهها! شكر خورد. ديگه از اين شكرها نمیخوره. قول ميده!
زن: وای آقا تو رو خدا از خونش بگذرين. منو به جای اون بكشين! (بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده میشه و دختر گناهكارشو میبخشه!)
زن: خدا شما رو تا ابد واسه ما نگه داره.
يك قرن بعد از اولين رويداد ، سال 1330:
مرد (بعد از گرفتن كمی زهر چشم و شكستن چند تا كاسه و كوزه!): چی؟! دانشسرا؟! دختره چشم سفيد حالا میخوای بری دانشسرا؟! مردم از فردا نميگن آقا رضا غيرتت كو؟!
زن: آقا ، تو رو خدا خودتونو كنترل كنين. خدای نكرده سكته میكنين! (بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده میشه و دختر گناهكارشو می بخشه!)
زن: آقا الهی صد سال سايه تون بالای سر ما باشه.
حوالی سال 1360:
فرياد مرد خونه تا هفت خونه اونطرف تر ميرسه كه: بله؟! ميخواد بره سر كار؟! يعنی من ديگه انقدر بی غيرت و بدبخت شدم كه دخترم بره سر كار ؟!
زن: حالا تو عصبانی نشو. دوستاش يادش دادن اين حرفا رو! خدا تو رو برای ما حفظ كنه.
همين چند سال پيش ، سال 1380:
مرد: كجا؟! میخوای با اين مانتو آستين كوتاه و شلوارك (شلوار برمودا) بری بيرون؟! میكشمت! من ، تو رو ، میكشم! زن: ای آقا ، خودتو ناراحت نكن بابا. الان ديگه همه همينطورين!
مرد: من اينطوری نيستم! دختر ، لااقل يه كم اون شلوارو پایينتر بكش كه زانوتو بپوشونه! نه ، نه ، نمیخواد! بدتر شد! همون بالا ببنديش بهتره!
زن: مرد خدا عمرت بده كه دركش كردی!
چند سال بعد ، سال 1390:
مرد: آخه خانم اين چه وضعيه؟ روزی كه اومدم خواستگاری گفتم نميخوام زنم اين ريختی لباس بپوشه ، گفتی دوره اين امل بازيها تموم شده ، گفتم چشم! تمام خونه و املاكم رو هم كه برای مهريه به نامت كردم. حق طلاق رو هم كه ازم گرفتی. حالا ميگی بشينم توی خونه بچه داری كنم؟!
زن: عزيزم مگه چه اشكالی داره؟ مگه تو ماهی چقدر حقوق ميگيری؟ تمام حقوقت هم كه برای كرايه تاكسی و خرج ناهارت و مهدكودك بچه و بنزين و جريمه ماشين ميره! حالا اگه بشينی توی خونه و از بچه نگهداری كنی هم خرجمون كم ميشه هم بچه عقده ای نميشه! آفرين عزيزم. من دارم با دوستام ميرم باشگاه بولينگ!












