آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو زدم... امروز تمیز میکنم، فردا دوباره پر از پوست تخمه و پسته و هسته هندونه و پوست خربزه است! من حتی دیدم بعضیهاشون کاسبی هم میکنن و حلقه های تقدس بالای سرشون رو به بقیه میفروشن. چند تاشون کوپن جعلی بهشت درست کردن و به ساکنین بخت برگشته جهنم میفروشن. چندتاشون دلالی باز کردن و معاملات املاک شمال بهشت میکنن. یک سری شون حوری های بهشت را با تهدید آوردن خونه شون و اونارو "سرکار" گذاشتن و شیتیلی میگیرن. بقیه حوری ها هم مرتب میگن ما رو از لیست جیره ایرانیها بردار که پدرمونو درآوردن، اونقدر به ما برنج دادن که چاق شدیم و از ریخت افتادیم.
اتحادیه غلمان ها امضاء جمع کرده که اعضا نمیخوان به دیدن زنان ایرانی برن چون اونقدر آرایش کردن و اسپری مو و ماسک و موس و . . . به سرشون زدن که هاله تقدسشون اتصالی کرده و فیوزش سوخته در ضمن خانمهای ایرونی از غلمانها مهریه و نفقه میخوان. بعضی از اونها هم رفتن تو کار آرایش بقیه و کاسبی راه انداختن: موهاشون رو هزار و یک رنگ میکنن، تتو میکنن، ناخن میکارن و از این جور قرتی بازیها
هفته پیش هم چند میلیون نفر تو چلوکبابی ایرانیها مسموم شدن و دوباره مردن. چند پزشک ایرونی هم بند کردن به حوری ها که الا و بلا بیایید دماغاتونو عمل کنیم، گونه بکاریم، ساکشن کنیم و از این کلک ها . . .
خدا میگه: ای جبرئیل! ایرانیها هم مثل بقیه، آفریده های من هستند و بهشت به همه انسان ها تعلق داره. اینها هم که گفتی، خیلی بد نیست! برو یک زنگی به شیطون بزن تا بفهمی دردسر واقعی یعنی چی!!!
جبرئیل میره زنگ میزنه به جناب شیطان... دو سه بار میره روی پیغام گیر تا بالاخره شیطان نفس نفس زنان جواب میده: جهنم، بخش ایرانیان بفرمایید؟
جبرئیل میگه: آقا مثل اینکه خیلی سرت شلوغه؟
شیطان آهی میکشه و میگه: نگو که دلم خونه... این ایرونیها اشک منو در آوردن به خدا! میخوام خودمو بازنشست کنم. شب و روز برام نگذاشتن! تا صورتم رو میکنم این طرف، اون طرف یه آتیشی به پا میکنن!
تا دو ماه پیش که اینجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتیش بازی!... حالا هم که... ای داد!!! آقا نکن! بهت میگم نکن!!!
جبرئیل جان، من برم .... اینها دارن آتیش جهنم رو خاموش میکنن که جاش کولر گازی نصب کنن...
یک عده شون بازار سیاه مواد سوختی بخصوص بنزین راه انداختن.
چند تا پزشک ایرونی در جهنم بیمارستان سوانح سوختگی باز کردن و براش تبلیغ میکنن و این شدیدا ممنوعه.
چندتاشون دفتر ویزای مهاجرت به بهشت باز کردن و ارواح مردمو خر میکنن. بلیت جعلی یکطرفه بهشت هم میفروشن.
یک سری شون وکیل شدن و تبلیغ میکنن که میتونن پیش نکیر و منکر برای جهنمی ها تقاضای تجدید نظر بدن.
چند تاشون که روی زمین مهندس بودن میگن پل صراط ایراد فنی داشته که اونا افتادن تو جهنم. دارن امضا جمع میکنن که پل باید پهن تر بشه.
چند هزار تاشون هم هر روز زنگ میزنن به 118 جهنم و تلفن و آدرس سفارتهای کانادا و آمریکا رو میپرسن چون میخوان مهاجرت کنن.
هر روز هزاران ایرونی زنگ میزنن به اطلاعات و تلفن آتش نشانی و اورژانس جهنم رو میخوان.
الان مراجعه داشتم میگفت ما کاغذ نسوز میخواهیم که روزنامه اپوزیسیون بیرون بدیم.
ببخش! من برم، بعدا صحبت میکنیم... چند تا ایرونی دارن کوپون جعلی کولر گازی و یخچال میفروشن... برم یه چماقی بچرخونم.
6 توصیه برای کودکان بدغذا
وقتی که کودک از غذا خوردن اجتناب میکند، والدین نگران میشوند....؟
فرزندم غذا نمیخورد! همۀ متخصصان اطفال بر سر این موضوع متفق القول اند که بهترین راه حل، نشان دادن کمترین حد ممکن نگرانی است. با این حال، این کار آسان نیست. 6 توصیه داریم که میتوانند به شما کمک کنند.

1) باید بدانید که شرایط نقش بسیار مهمی بازی میکند
دلایل کاملاً منطقی متعددی وجود دارند که یک کودک به دفعات، از غذا خوردن امتناع کند:
وعدۀ قبلی غذایش خیلی حجیم بوده است.
در بین وعده های غذایی، چیزهای زیادی میخورد.
او خسته یا مضطرب است، مثلاً شب ها.
او در حال گذار از یک دوره ای است که کمتر رشد میکند، بنابراین نیاز کمتری به خوردن دارد.
قبل از این که بگویید فرزندتان "بد غذا است" یا بدتر "مشکل تغذیه ای دارد"، تمام این موارد را بررسی کنید.
2) استفاده از تمام جایگزین ها
نگرانی عمدۀ والدین این است که چون فرزندشان از خوردن غذا یا خوردن برخی مواد غذایی خودداری میکند، تمام مواد مغذی را که بدنش نیاز دارد، دریافت نکند. این نگرانی کاملاً بی مورد است، کودک نمیگذارند که از گرسنگی بمیرند... اما برای اینکه شما خاطر جمع شوید، چند پیشنهاد داریم که میتوانید در صورت لزوم آنها را جایگزین غذای کودک تان بکنید:
سوپ، مواد خام یا پوره ها به جای سبزیجات پخته
کمپوت یا آب میوه ها به جای خود میوه
ماست، پنیر یا دیگر لبنیات به جای شیر
تخم مرغ، لبنیات یا حبوبات به جای گوشت.
3) کمی سرسخت بودن
اگر فرزندتان مثلاً از خوردن سبزیجات امتناع میکند، در تمام وعده های غذایی این مواد را برایش آماده کنید اما بقیۀ غذا را تغییر دهید: برای مثال گراتین گل کلم و ماهی، یا به همراه گوشت یا سیب زمینی و... اغلب باید در بیش از ده مورد، یک مادۀ غذایی را به کودک بدهید، تا آن را قبول کند. اگر آن مادۀ غذایی را با خوراکی های دیگر همراه کنید، شانس خود را بالا برده اید.
4) جدا کردن یا مخلوط کردن؟
گوش به زنگ فرزندتان باشید و سعی کنید او را بشناسید. بعضی بچه ها در برابر روش پوشش مقاومتی نشان نمیدهند، در این روش تکه های سبزیجات و غذاهایی را که دوست دارد را به چیزهایی که به طور عادی دوست ندارد، اضافه میکنید.
اما بعضی دیگر میخواهند چند لقمه از سبزیجات بخورند اما از خوردن چیزهای دیگری که با آن مخلوط شده، امتناع میکنند. تا قبل از اینکه منوی غذای خانوادگی تان مختل شود، سعی کنید آن را به دست بگیرید و جلوی خراب شدنش را بگیرید.
5) جلوی هرزه خوری فرزندتان را بگیرید
بچه ها مثل همۀ بزرگترها نباید هرزه خوری کنند، اما نه به خاطر اینکه ممکن است مثل بزرگترها اضافه وزن پیدا کنند، به این علت که هرزه خوری ممکن است جلوی اشتهای کودک را بگیرد. بنابراین از دادن خوراکی در بین وعده های غذایی به کودک خودداری کنید، خصوصاً برای تشویق کردن، آرام کردن یا دلداری دادنش.
6) شروع کردن با مهم ترین ها
فرزند شما یک سری الویت های غذایی دارد و دنبال خوراکی هایی میگردد که بیشتر ترجیح میدهد نسبت به آنهایی که کمتر دوست دارد، و این کاملاً طبیعی است. اما این وضعیت نباید تا آنجا پیش رود که کودک فقط از یک گروه غذایی، تغذیه کند. بنابراین سبزیجات (یا مواد غذایی دیگر را که کودک عموماً از خوردن آن خودداری میکند) را در اول وعدۀ غذایی به او بدهید. گرسنگی اش بقیۀ جریان را پیش میبرد!
شاید نیاز نباشد در آنچه که میخورید یا مینوشید تغییرات زیادی وارد کنیداما چند نکته مهم است که باید در خاطر داشته باشید:
• برای سلامتیتان از یک رژیم غذایی متعادل استفاده کنید
یکی از عجایب شیر مادر این است که حتی اگر مادر تغذیه مناسبی نداشته باشد، باز هم نیازهای تغذیهای نوزاد را برآورده میکند (با این وجود اگر کالری مصرفیتان بسیار کم باشد و یا تغذیهتان تنها بر پایه یک گروه غذایی از هرم غذایی بوده و گروههای دیگر نادیده گرفته شوند، این امر میتواند بر کیفیت و کمیت شیرتان تأثیر بگذارد).
اینکه نوزادتان از ایرادات تغذیهای شما آسیب نمیبیند، بدین معنا نیست که شما نیز آسیبی نمیبینید. اگر شما مواد مغذی را که نیاز دارید از رژیم غذاییتان دریافت نکنید، بدن مواد مورد نیاز را از ذخایری که دارد بیرون میکشد که در نهایت ممکن است این ذخایر نیز تمام شوند. شما همچنین در این حین به قدرت و استقامت نیاز دارید که بتوانید نیازهای فیزیکی نوزادتان را نیز برآورده کنید.
بسیاری از زنان شیرده به شدت احساس گرسنگی میکنند که به این علت است: بدن شما در تمام طول روز کار میکند تا شیر مورد نیاز نوزادتان را بسازد. خوردن وعدههای غذایی کوچک به همراه اسنکهای سالم به عنوان میان وعده، راه بسیار خوبی برای مقابله با گرسنگی هنگام شیردهی و نگهداشتن انرژی در سطح بالا و مطلوب است.
• کالریها را نشمارید
یک پاسخ واحد به این سوال که مادر شیرده به مصرف چند کالری در روز نیاز دارد، وجود ندارد. اما به طور معمول مادران شیرده به 500 کالری بیش از خانمهایی که شیر نمیدهند نیاز دارند. این بدین معناست که مادران حدوداً و بسته به شیردهی خود، به 2000 تا 2500 کالری در روز نیاز دارند.
به جای شمردن کالریها، از احساس گرسنگیتان به عنوان یک راهنما برای خوردن استفاده کنید.
میزان دقیق کالری مورد نیاز به فاکتورهای مختلفی از جمله وزن، میزان ورزش، متابولیسم پایه و تعداد دفعات شیردهی بستگی دارد.
اگر در مورد اضافه وزنتان نگران هستید با پزشک یا متخصص تغذیه در مورد شاخص توده بدنی (BMI) صحبت کنید و از او بپرسید که برای باقی ماندن در وزن مناسب باید چه کارهایی انجام دهید.
• سعی کنید آرام و پیوسته، وزن اضافه شدهتان را کم کنید
برخی از مادران به سرعت اضافه وزنشان را کم میکنند، در حالی که در دیگران چنین نیست. این موضوع به بدنتان، انتخابهای غذاییتان و سطح فعالیت و متابولیسمتان بستگی دارد.
بهترین برنامه برای کم کردن وزن چیست؟ اضافه وزن بارداریتان را به تدریج کم کنید. هدفتان این باشد که در عرض یکسال (نه یک ماه!) به وزن قبل از بارداریتان بازگردید.
حداقل تا 2 ماه پس از بدنیا آمدن نوزادتان سعی نکنید که وزنتان را با گرفتن رژیم کم کنید. کم کردن مصرف کالری در ماههای اولیه پس از زایمان باعث کمبود انرژی و کاهش تولید شیرتان میشود.
دختر باش!
دخترونه ناز کن!
دخترونه فکر کن!
دخترونه احساس کن!
دخترونه استدلال کن!
دخترونه زندگی کن!
اما بدون غم رو به اشتباه توی فرهنگ دخترونه ی تو جا دادن!
عاشق شو، که زندگی کنی!
یک عمر، زندگی کنی!
اما حواست باشه،
با حسای الکی که این روزا به عشق تعبیر می شه،
به زندگیت کوچکترین خدشه ای وارد نکنی!
دختر باش، و افتخار کن که دختری.
چي مي شد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما برکت بده، چرا که ما وقت نکرديم ديروز از او تشکر کنيم.
چي مي شد اگه خدا فردا ديگه ما را هدايت نمي کرد، چون امروز اطاعتش نکرديم.
چي مي شد اگه خدا امروز با ما همراه نبود، چرا که ديروز قادر به درکش نبوديم.
چي مي شد که ديگه شکوفا شدن گلي را نمي ديديم، چرا که وقتي خدا بارون فرستاده بود گله کرديم و شکر نکرديم.
چي مي شد اگه خدا عشق و مراقبتش را از ما دريغ مي کرد، چرا که ما از محبت ورزيدن به ديگران دريغ کرديم.
چي مي شد اگه خدا در خانه اش را مي بست، چرا که ما در قلب هاي خود را بسته بوديم.
چي مي شد اگه خدا امروز به حرف هامون گوش نمي کرد، چون ديروز به دستوراتش خوب عمل نکرديم.
چي مي شد اگه خدا خواسته هايمان را بي پاسخ مي گذاشت، چون به يادش نبوديم.
واقعا چی میشد اگه خدا بنده هاش را فراموش میکرد؟؟؟؟؟؟؟؟
از من می پرسی چرا این روزها انقدر آرامم
ومن لبخند می زنم
آخر تو بگو مگر
آرامش كنار تو دلیل هم می خواهد ؟!

در پایان هر سال میلادی نشریات معتبر بهترین عکسهای خبرنگاران خود و همچنین عکسهای مستقل و تامل برانگیزی را انتخاب و به نمایش می گزارند، امروز نگاهی داریم به این عکسها . منابع این مطلب خبرگزاری رویترز، آتلانتیک، buzzfeed و denverpost هستند. توصیه میکنم اگر وقت دارید، حتما همه عکسها را با توضیحاتشان از منابع پست ببینید.
برای تماشای مجموعه اول عکسها اینجا را کلیک کنید.
- نوزادی بعد از تولد در یکی از بیمارستانهای هندوراس:

- یک عضو جنبش اشغال وال استریت، در حال اصلاح صورت:

- بنغازی: یک زن انقلابی با کلاشنیکف:

- یک معدنچی در سوئیس در کنار یک مته بسیار بزرگ:

- تاجیکستان: یک زن کارگر باغ وحش با یک شیر هجده ماهه:

- سومالی: مادری،کودک دچار سوء تغذیه شدیدش را به بیمارستان آورده، اما خیلی دیر:

- پیونگ یانگ کره شمالی: تصویر کیم ایل سونگ، محصور مابین ساختمانها:

- خاکریزی، خانهای را از طغیان رود میسیسیپی نجات میدهد:

- تظاهراتی در صنعای یمن:

- طرابلس، ۲۳ آگوست ۲۰۱۱:

- رئیس جمهور سابق تونس -بن علی- در حال عیادت از محمد بوعزیزی، در آخرین دقایق زندگیاش:

- شترسوار طرفدار حسنی مبارک در جدالی با مخالفان:

- بعد از سونامی مخرب ژاپن، دو شهروند مقیم شهر Kesennuma ، در حال استحمام در فضای آزاد:

- انقلابی لیبیایی در حال سیگار کشیدن در کنار راکتاندازش:

- آخرین گاوبازی در بارسلون، مطابق قانون، گاوبازی در اسپانیا دیگر ممنوع شده است:

- در دهمین سالگرد ۱۱ سپتامبر، پدری که فرزندش را در این جریان از دست داده، کنار بنای یادبود قربانیان حادثه که نام کشتهها روی آن حکاکی شده است، دست بر نام پسر نهاده است:

- در جریان پیکار انقلابیهای لیبی با طرفدارن معمر قذافی، یکی از انقلابیها مشغول نواختن گیتار است:

- بازآفرینی مدرن نقاشی میکلانژ: این بار در لندن در جریان یک مسابقه روباتیک، یک دانشجوی دانشگاه بولونا در حال تعامل با دست یک روبات دیده میشود:

- در جریان تظاهرات مصریها، مسلمانان مشغول نمازند و تظاهرکنندگان مسیحی از آنها حفاظت میکنند:

- در فروشگاه اپل در هنگ گنگ، پسربچهای به عروسک استیو جابز نگاه میکند:

- شیرخوار هفت ماهه کنیایی به بیمارستان آورده شده است، خوشبختانه او از مرگ نجات یافت:

- پناهجویانی که در جریان جنگ انقلابیهای لیبی با وفاداران به قذافی، به مرز تونس فرار کردهاند، در حال گرفتن نان از آن سوی مرز:

- بیمارستانی در موگادیشوی سومالی: مادری فرزند دچار سوء تغذیهاش را در آغوش گرفته:

- در اردوگاه آورگان سومالی، زنی در غم از دست دادن پسر سهسالهاش:

رعد و برق بالای توده خاکستر برخاسته از یکی از آتشفشایهای شیلی:

- در مرز کنیا و سومالی، یک مرد با آیپد از گاو در حال مرگی فیلم برمیدارد:

- زن ۲۲ سالهای در چین، بعد از امتناع نامزدش از ازدواج با او، قصد خودکشی داشت که نجات مییابد:

- یک پلیس زن اسرائیلی با لباس مبدل بعد از دستگیری یک فلسطینی در جریان تظاهرات در یک اردوگاه:

- در نودمین سالگرد انقلاب کمونیستی چین، یک دختر دانشآموزی ملبس به لباس ارتش سرخ چین، میخواهد در رقابت سرودهای انقلابی شرکت کند:

- تایلند، مردی که قصد استخراج طلا با وسایل ابتدایی دارد، در جریان نصب یک پمپ در گل و لای، به یک تیر آویخته است:

- در یک ایستگاه قطار، ناگهان مردی ، مُرده روی صندلی پیدا میشود و راهبی که منتظر قطار برای شرکت در یک مراسم مذهبی بود برایش دعا میخواند:

- یک جوان اهل کره شمالی، در حال کار در یک مزرعه اشتراکی که در جریان سیل تابستان به شدت آسیب دیده است:

- سمیه -دختر هشت ساله پاکستانی- به جسد عمویش که توسط افراد مسلح ناشناس کشته شده، نگاه میکند:

- در میدان تحریر، مردی با لپتاپ تصاویر اینترنتی جشن بعد از استعفای حسنی مبارک را به آنها نشان میدهد:

- پسر هشت سالهای در بیرون اقامتگاه بن لادن در حال بازی با توپ تنیس است:

- در مورد اصالت این عکس، بحث و جدلهای زیادی صورت گرفته است، در این عکس یک انقلابی لیبیایی، عصا به دست، در حال شلیک موشک دیده میشود:


شوهر داری آدابی دارد. فوت و فنها، و باید و نبایدهایی دارد که از قدیم مادران
سعی می کردند آن را به دختران خود بیاموزند تا ایشان را با رعایت آن آداب خوشبخت
کنند. زیرا زنان همواره این نکته را درک کرده اند که سعادتشان بستگی به میزان
مطلوبیت و محبوبیتشان در خانه ی شوهر دارد. این قانونی نیست که با گذر از مرحله
سنتی به مرحله مدرنیته تغییر کرده باشد. تا بوده همین بوده تا هست همین باشد.
البته این آداب در زعم هر کسی می تواند با دیگری فرق داشته باشد . اما با این
وجود، امری نسبی و سلیقه ای نیست. بلکه درست و غلطی دارد که در کتابهای اخلاقی و
کتب دینی به آن اشاره شده است.
اگر بخواهیم اهم آداب شوهر داری را خلاصه کنیم به شرح زیر در خواهد آمد:
مردها هم مثل زنان به محبت احتیاج دارند: هر چند طور دیگری تظاهر کنند! اما شکل
محبت به مردها با شکل محبت به زنها تا حدودی متفاوت است. مردها دوست دارند خدماتی
را که به همسرانشان ارائه می کنند دیده شود و به خاطر آن مورد قدردانی و تحسین واقع
شوند. وقتی مردی احساس کند ارزش او آنطور که هست درک نشده ،از زندگی فاصله می گیرد
اگر چه این فاصله فقط عاطفی باشد.
هر مردی در زندگی با زنان به دنبال آرامش است: لذا الفبای آداب شوهر داری ،
فراهم کردن شرایطی است که آرامش را به وجود آورد مثل خوشرویی .
پیامبر اکرم (ص) می فرمایند : برای زن روا نیست که خشمگینانه به شوهرش بنگرد.(
وسائل الشیعه ج ٢٠)
تهیه ی غذایی مطلوب ، برخورد شایسته در هنگام ورود مرد، پرهیز از بدکلامی و نشان
دادن نارضایتی، و براوردن میل جنسی وی مطابق میلش : یعنی تمام آرامش مورد نیاز مرد.
چنانچه زنی این چیز ها را رعایت کرد حتی اگر محبوب مرد نباشد باز هم خوشبخت
خواهد شد. زیرا مردها در دراز مدت ارزش داشتن چنین جای دنجی را درک خواهند کرد و آن
را به هر جای دیگری در این دنیا ترجیح خواهند داد. لذا یکی از راههای برگرداندن
مردها به زندگی فراهم کردن همین آرامش است اما انجام این کارهای به ظاهر ساده برای
زنی که خودش آرامش ندارد بسیار سخت خواهد بود.
هر زنی باید این توانایی را داشته باشد که عشق و محبت اولیه را زنده نگه دارد و
آن را با بدرفتاری از بین نبرد: مخالفت و جدل کردن، محبت زداست. از بین رفتن محبت
بین زن و شوهرها بیش از آنکه به ضرر مردها باشد به ضرر زنهاست. به همین جهت زنان
ملزم به رعایت بیشتری هستند. زن زیرک، زنی است که عشق و محبت همسرش را فدای کاسه و
کوزه ی زندگی نکند و قدر محبت را بداند. اگر می خواهید میزان زنانگی یک زن را درک
کنید ببینید در زندگی او رعایت چه چیزی در اولویت است. زنی که رعایت نظافت، تجملات
زندگی، و … را در اولویت قرار دهد زندگی را می بازد.
زیرکی از آداب طلایی در شوهر داری است: همین زیرکی گاهی باعث می شود، خانم از یک
خواسته ی خود بگذرد تا به نتیجه ی بهتری در دراز مدت برسد. مثلا چنانچه مردی با
همسرش برای به کرسی نشاندن حرف خود درافتاد، زیرکی آن است که زن بگذارد او برنده
شود. احساس بازنده بودن و شکست خوردن برای تمام مردان تلخ و تحریک کننده است. مردی
که با همسرش در می افتد و او را مثل مردها سخت و مقاوم می یابد تا زمانی که بر وی
غلبه نکند، محبت و دلسوزی خودرا نسبت به او احساس نخواهد کرد. یک زن مجهز به سلاح
عاطفه است اصلا نباید مردانه رفتار کند تا مثل یک مرد در دعوای مردانه با او
سرسختانه رفتار شود.
هر زنی باید همسرش را به تمام نزدیکانش ترجیح دهد و مرد باید از این بابت مطمئن
باشد. یکی از بدترین و غیر معقول ترین کاری که برخی از زنها انجام می دهند این است
که همسرشان را در مقابل خانواده ی خود سرافکنده می کنند. این حق هر مردی است که
همسرش او را قبول داشته باشد و از او حرف شنوی داشته باشد. هیچ گاه به صلاح زنان
نیست که همسر خود را در مقابل خانواده خود قرار دهند و بدتر آنکه در این میدان به
طرفداری از خانواده خود درآیند
اگر بخواهیم آداب شوهر داری را در یک جمله خلاصه کنیم باید بگوییم آداب شوهر داری
یعنی رفتار کردن به میل و خواست شوهر تا حد ممکن ،زیرا قرار است محبت او نتیجه شود
چه بسا زنانی که به بهانه طلاق چنین کاری کرده اند اما بعدا از طلاق هم منصرف
شده اند. تنها با این اقدامشان یک کدورت آزار دهنده باقی گذاشته اند. لذا اگر
شرایطی پیش آمد که پدر و همسر یک زن در مقابل هم قرار گرفتند بهتر و منطقی تر این
است که زن از همسرش حمایت کند.
هر زنی باید با آراستگی همیشه میل جنسی همسرش را نسبت به خودش زنده نگه دارد و
نقش رضایت جنسی را در رضایت مرد از زندگی درک کند. این از حماقت است که یک زن بعد
از چند سال زندگی ، چنان در بچه داری ، خانه داری، یا انجام کارهای شغلی گم شود که
فرسنگها با دلبری و دلربایی فاصله پیدا کند. به هر حال این از مهمترین آداب شوهر
داری است که با توجه به تفاوتهای مردان و زنان در ادراکهای عاطفی، جنسی و … اهمیت
آن بیشتر روشن خواهد شد.
در کلام آخر اگر بخواهیم آداب شوهر داری را در یک جمله خلاصه کنیم باید بگوییم
آداب شوهر داری یعنی رفتار کردن به میل و خواست شوهر تا حد ممکن ،زیرا قرار است
محبت او نتیجه شود. و اگر غیر از این منظور بود وضع فرق می کرد. مسلما چنانچه
بخواهیم برای یک عمر محبوب کسی باشیم باید به خواست و رضایت او عمل کنیم.
یاد بگیریم تو زندگی مشترک خوبی های طرف مقابلمونو ببینیم و یادمون باشه که "ما" هستیم و ضعف های طرف مقابل به نوعی ضعف خودمونه! یاد بگیریم همو اصلاح کنیم، دوست هم باشیم، خونواده طرف مقابل هم خونواده خود ماست و خیلی چیزای دیگه!یه شوهر دارم...
میگه دلم یه کلبه میخواد تو جنگل، یه کلبه مستحکم و خیلی گرم با وسایل چوبی و شومینه! برف اومده باشه و منم تو کلبه باشم... بعد یهو انگار یه چیز مهم یادش اومده باشه، میگه: ولی تو هم باشی ها! بی تو نمیرم! :)
یه شوهر دارم...
دارم ظرف میشورم، میاد دستشو میگیره جلوی آب و یه گوجه سبز میشوره! میخوام دعواش کنم که الان چه وقته این کاره که میبینم روش نمک میزنه و میذاره تو دهن من :)
یه شوهر دارم...
تا گیره های موهامو در میارم میذارم زمین، لحظه ای بعد میبینم برداشته زده به موهاش و ادای من رو به طرز عشوه ناکی (!) درمیاره!!
یه شوهر دارم...
از بیرون که اومدم خونه دیدم، پرده ها رو درآورده و داخل ماشین داره شسته میشه، ملافه ها همه آماده شست و شو بود، وسائل اتاق خواب بیرون بود تا اتاق تمیز بشه و ... و تازه وقتی میخواستم وارد خونه بشم گفت "دعوام نکنی ها! به هم ریختم!"... ولی نمیدونه که یه عالمه حس خوب ریخت تو دلم...
یه شوهر دارم...
سر به سرش گذاشتم، بعد رفته تو حمام، میگه "ای سوسکهااااااااا! مرا در آغوش بگیرید! همسرم منو دوست نداره! واییییی! آآآآیییییی" :)))
قرار بود سر راه نون بگیرم. یادم رفته بود! زیر دوش بودم که صدا زد "نون گرفتی؟!" و با پاسخ منفی من مواجه شد! از حموم که اومدم بیرون، نون گرفته بود و شام هم حاضر بود. گفتم "معذرت میخوام". گفت "نه بابا! اصن بهتر شد! زبالهها رو هم گذاشتم بیرون!"
آخه مثبتنگری و خوشاخلاقی در چه حد؟؟!!
یه شوهر دارم...
حلقه شو جا گذاشته، زنگ زده قبل از این که من برم خونه و ببینم، اعتراف میکنه که بعدا دعواش نکنم! :)))
یه شوهر دارم...
زنگ زدم بهش، کلی که حرف زدم تازه گفتم بقیه ش بمونه اومدی خونه! بعد یهو میگه "عزیزم میشه همشو بنویسی واسه خودت، بعد چکیده شو دربیاری در 10 خط به من بگی؟!" :|















