خــوشبختـــــی یعنـــــی :
تــــــــــو
عشقتــــــــــ
و
ثمـــــــره عشـقتـــــون



تاريخ : شنبه 06 اردیبهشت 1393
| 16:05 | نویسنده : بانوی پرتقالی | ارسال نظر(0)

خدا هم تنهاست!!!
هیچکس نفهمید که خدا هم تنهاییش را فریاد میکشد
(( قــــــل هـــوالله احـــــد ))
آن سوی همه ی دلـتنگی ها خـدایی هست
که داشتنش جبـران همه ی نداشتن هاست



تاريخ : شنبه 06 اردیبهشت 1393
| 16:04 | نویسنده : بانوی پرتقالی | ارسال نظر(1)

 




تاريخ : شنبه 06 اردیبهشت 1393
| 16:02 | نویسنده : بانوی پرتقالی | ارسال نظر(0)

 یك روز آموزگار از دانش آموزانی كه در كلاس بودند پرسید: آیا می توانید راهی غیر تكراری برای بیان عشق،بیان كنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با "بخشیدن "عشقشان را معنا می كنند. برخی"دادن گل و هدیه" و "حرف های دلنشین"را راه بیان عشق عنوان كردند. شماری دیگر هم گفتند "با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی "را راه بیان عشق می دانند.

در آن بین پسری برخاست و پیش از اینكه شیوه ی دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان كند،داستان كوتاهی تعریف كرد:یك روز زن و شوهر جوانی كه هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند.آنان وقتی به بالای تپه رسیدند در جا میخكوب شدند.

یك قلاده ببر بزرگ،جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود.شوهر ،تفنگ شكاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.

رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر،جرات كوچكترین حركتی نداشتند.ببر،آرام به طرف آنان حركت كرد.همان لحظه مرد زیست شناس فریاد زنان فرار كرد و همسرش را تنها گذاشت.بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید.ببر رفت و زن زنده ماند.

داستان كه به اینجا رسید دانش آموزان شروع كردند به محكوم كردن آن مرد.

راوی پرسید:آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگیش چه فریاد می زد؟

بچه ها حدس زدند از همسرش معذرت خواسته كه او را تنها گذاشته است!

راوی جواب داد: نه! آخرین حرف مرد این بود كه"عزیزم،تو بهترین مونسم بودی .از پسرمان خوب مواظبت كن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود."

قطره های بلورین اشك،صورت راوی را خیس كرده بود كه ادامه داد :همه ی زیست شناسان می دانند ببر فقط به كسی حمله می كند كه حركتی انجام می دهد یا فرار می كند .پدر من در آن لحظه ی وحشتناك ،با فداكردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد.این صادقانه ترین و بی ریاترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.




تاريخ : شنبه 06 اردیبهشت 1393
| 15:55 | نویسنده : بانوی پرتقالی | ارسال نظر(0)

                                                                  

نشسته بودم رو نیمکت پارک، کلاغ ها را می شمردم تا بیاید. سنگ می انداختم بهشان. می پریدند، دورتر می نشستند. کمی بعد دوباره برمی گشتند، جلوم رژه می رفتند. ساعت از وقتِ قرار گذشت. نیامد. نگران، کلافه، عصبی شدم. شاخه گلی که دستم بود سَرْ خَم کرده داشت می پژمرد.

طاقتم طاق شد. از جام بلند شدم ناراحتیم را خالی کردم سرِ کلاغ ها.

گل را هم انداختم زمین، پاسارَش کردم. گَند زدم بهش. گل برگ هاش کَنده، پخش، لهیده شد. بعد، یقه ی پالتوم را دادم بالا، دست هام را کردم تو جیب هاش، راهم را کشیدم رفتم. نرسیده به درِ پارک، صِداش از پشتِ سر آمد.

صدای تندِ قدم هاش و صِدای نَفَس نَفَس هاش هم.

برنگشتم به روش. حتی برای دعوا، مُرافعه، قهر. از در خارج شدم. خیابان را به دو گذشتم. هنوز داشت پُشتم می آمد. صدا پاشنه ی چکمه هاش را می شنیدم. می دوید صِدام می کرد.

آن طرفِ خیابان، ایستادم جلو ماشین. هنوز پُشتَ م بِش بود. کلید انداختَ م در را باز کنم، بنشینم، بروم. برای همیشه. باز کرده نکرده، صدای بووق - ترمزی شدید و فریاد - ناله ای کوتاه ریخت تو گوش هام - تو جونم.

تندی برگشتم. دیدمش. پخشِ خیابان شده بود. به روو افتاده بود جلو ماشینی که بِش زده بود و راننده ش هم داشت توو سرِ خودش می زد. سرش خورده بود روو آسفالت، پُکیده بود و خون، راه کشیده بود می رفت سمتِ جوویِ کنارِ خیابان.

ترس خورده - هول دویدم طرفش. بالا سرش ایستادم.

مبهوت.

گیج.

مَنگ.

هاج و واج نِگاش کردم.

تو دستِ چپش بسته ی کوچکی بود. کادو پیچ. محکم چسبیده بودش. نِگام رفت ماند روو آستینِ مانتوش که بالا شده، ساعتَ ش پیدا بود. چهار و پنج دقیقه. نگام برگشت ساعتِ خودم را سُکید.

چهار و چهل و پنج دقیقه!

گیجْ - درب و داغانْ نِگا ساعتِ راننده ی بخت برگشته کردم. چهار و پنج دقیقه بود!!




تاريخ : شنبه 06 اردیبهشت 1393
| 15:53 | نویسنده : بانوی پرتقالی | ارسال نظر(0)

 

ایا می دانید نظر گذاشتن باعث کوتاه شدن عمر شما نمی شود؟

 

ایا می دانید نظر گذاشتن فقط چند ثانیه طول می کشد؟

ایا می دانید نظر گذاشتن با عث ذوق مرگ شدن نویسنده می شود؟

اگر نمی دانید حالا بدانید و نظر دهید




تاريخ : شنبه 06 اردیبهشت 1393
| 15:38 | نویسنده : بانوی پرتقالی | ارسال نظر(0)

عاشق شدن ساده است ٬آنقدر که همه انسان ها توان تجربه

کردن آن را دارند٬مهم عاشق ماندن است 

بی انتها.....بی زوال....... 

تا ابد.....بی منت......

 




تاريخ : جمعه 05 اردیبهشت 1393
| 17:54 | نویسنده : بانوی پرتقالی | ارسال نظر(0)

امروز جمعه س.جمعه ها همیشه کم حوصله ام. انگار یه غم بزرگ تو دلمه.دلم برای خودمم تنگ میشه انگاری.دلم میخاد پر پرواز داشتم میتونستم خودمو رها کنم تو اسمونا.راحت شم از هر چی که بوی کهنگی میده .زمین وادماش گاهی دلمو میزنن انگار.کاش درکم میکرد اونی که باید درک کنه.من به خاک نمدار زمین هم قانعم.اگر باران ببارد.

 

 

عکس های غمگین از لحظات تنهایی




تاريخ : جمعه 05 اردیبهشت 1393
| 17:46 | نویسنده : بانوی پرتقالی | ارسال نظر(0)

شمالغرب: به تازگی فارل ویلیامز (Pharrell Williams) خواننده آمریکایی سبک رپ و طراح مد که با نام Pharrell شناخته می‌شود، آهنگی با نام Happy منتشر کرده که مورد توجه گروه های مختلف رپ در برخی کشورهای قرار گرفته و هر کدام نسخه‌ای از این آهنگ را با تصاویر خود در کشورهای دیگر منتشر نموده اند.


به گزارش شمالغرب به نقل از پایگاه خبری تحلیلی سیفار، در این میان گروهی به اصطلاح مسلمان در انگلیس، نسخه‌ای از این موزیک را منتشر کرده‌اند که در آن دختران و پسران مسلمان با ریتم این آهنگ و البته با پوشش به اصطلاح اسلامی انگلیسی خود در حال رقص می باشند.


در این ویدیو که به شدت مورد توجه جوامع سکولار غربی قرار گرفته و تا کنون بیش از ۳۰۰ هزار بار تماشا شده، مردان و زنان به اصطلاح مسلمان انگلیسی و شماری از کودکان در چند خیابان، پارک، مسجد، سوپر مارکت، استادیوم ورزشی و همچنین در خانه های خود با این آهنگ می رقصند و آواز می خوانند؛ جالب آنکه عبدالحکیم مراد، استاد دانشگاه کمبریج نیز در این ویدیو شرکت نموده و در طول این کلیپ تابلویی در دست دارد که واژه happy بر آن نوشته شده است.





در این راستا وبلاگ مشی صداقت (The Honesty Policy) که این ویدبو را تولید کرده در پُستی نوشت: این چیزی است که ما می خواهیم شبیه‌ آن باشیم؛ جامعه ای ملی که به خاطر هم متحد می شوند. هر یک از افراد برای خوبی بزرگتری، کمی از وقت خود را می دهند. و ادامه داده: ما صاحب نظران، فعالان، ستاره ها، دانشجویان،‌استادان دانشگاه و آدم های معمولی را یکجا در یک ویدیو جمع کرده ایم.


انگلیسی ها در این وبلاگ به ظاهر اسلامی می افزاید: ما بریتانیایی های مسلمان مشهوریم به کمی خشک بودن؛ این ویدیو برعکسش را ثابت می کند. ما خوشحالیم. پرانرژی ایم. جهانی هستیم. متنوعیم. خلاقیم. بامزه ایم. اهل بیرون رفتنیم. و هر چیز دیگری که بشود فکرش را کرد.

عده‌ای نیز در صفحه فیس بوک (Facebook) این وبلاگ انگلیسی از به ظاهر مسلمانان انتقاد نموده و عنوان نموده اند: چرا این قدر خوش حالید؟ چون ویدیویی درست کرده اید که در آن خواهران مسلمان ما می رقصند و آواز می خوانند تا همه دنیا ببینند؟ شرم باد بر شما. از خدا بترسید.

با این وجود در همین صفحه از قول شماری از به اصطلاح صاحب نظران مسلمان انگلیسی که از این ویدیو حمایت کرده اند آمده است: محکم ایستادگی کنید و علیه متعصب ها سخن بگویید. اجازه ندهید سکوتتان با تسلیم اشتباه گرفته شود. مثبت نگری را ترویج کنید و منفی نگری را با مثبت نگری بیشتر از میان ببرید.


در مجموع به نظر می رسد که با توجه به آنکه هر روزه از گسترش اسلام در انگلیس سخن گفته می‌شود، روی دیگر این امر در استحاله مبانی اسلامی بوده و به نوعی پروش اسلام انگلیسی در دامان آنگلوساکسون ها می باشد؛ اسلامی سکولار که تنها پوسته ای سنتی آن را احاطه کرده است.




تاريخ : چهارشنبه 03 اردیبهشت 1393
| 03:40 | نویسنده : بانوی پرتقالی | ارسال نظر(0)

معاون اجرایی رئیس جمهور خبر داد؛ ثبت نام 91 درصد مردم برای دریافت یارانه
شمالغرب: معاون اجرایی رئیس جمهور گفت: ‌طبق نظرسنجی 91.2 درصد مردم اعلام کردند که یارانه نقدی را دریافت می‌کنند و استنباط ما این است که همین میزان ثبت نام وجود دارد.

به گزارش شمالغرب به نقل از پایگاه خبری تحلیلی سیفار، محمد شریعتمداری معاون اجرایی رئیس‌جمهور در یک گفت‌وگوی تلویزیونی با بیان اینکه طبق نظرسنجی از افکار عمومی در مرحله دوم هدفمندی یارانه‌ها نشان می‌دهد که بیش از 91.2درصد مردم رسماً اعلام کردند که ثبت‌نام می‌کنند، اظهار داشت: ‌استنباط ما این است که متناسب با این نظرسنجی ثبت‌نام کرده باشند.

وی تأکید کرد: هنوز آمار ثبت‌نامی‌ها و جزئیات آن قطعی نشده است.

معاون رئیس‌جمهور تصریح کرد: دولت با هرگونه افزایش قیمت حمل و نقل و کالاهای اساسی برخورد جدی می‌کند.

شریعتمداری بیان داشت: دولت برای شناسایی طبقه نیازمند طبق قانون عمل می‌کند و دست دولت باز است و در این راستا 49 بانک اطلاعاتی وجود دارد که قطعاً ناقص است.




تاريخ : چهارشنبه 03 اردیبهشت 1393
| 03:35 | نویسنده : بانوی پرتقالی | ارسال نظر(0)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • وب شیمی
  • وب سمفونی
  • وب قالب بلاگفا
  • وب رفتن