آتشی نمى سوزاند “ابراهیم” را

و دریایى غرق نمی کند “موسى” را

مادری،کودک دلبندش را به دست موجهاى خروشان “نیل” می سپارد

تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش

دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند

سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد

زندانیش می کنند ، اما عاقبت بر تخت ملک می نشیند

از این “قِصَص” قرآنى هنوز هم نیاموختی؟!

که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند

خدا نخواهد  ، نمی توانند

او که یگانه تکیه گاه من و توست پس ؛

به “تدبیرش” اعتماد کن ،

به “حکمتش” دل بسپار ،

به او “توکل” کن ؛

و به سمت او “قدمی بردار” ،

تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشینی




تاريخ : پنج‌شنبه 08 خرداد 1393
| 02:59 | نویسنده : بانوی پرتقالی | ارسال نظر(2)

 

ناراحتید؟

غمگینید؟

احساس دلتنگی میکنید؟

من فقط به اندازه یک دعا

با شما فاصله دارم

با من حرف بزنید.

(خدا)




تاريخ : پنج‌شنبه 08 خرداد 1393
| 02:55 | نویسنده : بانوی پرتقالی | ارسال نظر(0)

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در مسجد بخواند

اما در راه مسجد زمین خورد و لباس هایش کثیف شد به خانه برگشت.

لباس هایش را عوض کرد و دوباره راهی مسجد شد.

و در همان نقطه مجددا زمین خورد!او دوباره به خانه برگشت

 یک بار دیگر لباس هایش را عوض کرد و راهی مسجد شد.

در راه مسجد با مردی که چراغی در دست داشت برخورد کرد

و هر دو راه مسجد را در پیش گرفتند. همین که به مسجد رسیدند،

ازمرد  چراغ به دست خواست تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند،

اما مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کرد.

سوال کرد که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و با او نماز بخواند؟

مرد دوم پاسخ داد :من شیطان هستم

من شما را در راه رفتن به مسجد دیدم و این من بودم

که باعث زمین خوردن شما شدم وقتی شما به خانه رفتید ،

خودتان را تمیز کردید و به مسجد بازگشتید،

خدا همه ی گناهان شما را بخشید.

 برای بار دوم، من باز شما را به زمین زدم،اما باعث نشد

 در رفتن به مسجد منصرف شوید. به همین دلیل

خدا همه ی گناهان خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر بار سوم

 شما را به زمین بزنم،

آنگاه خدا گناهان افراد محله تان را خواهد بخشید!

 بنابر این همراهتان آمدم تا مطمئن شوم به سلامت به مسجد میرسید.."




تاريخ : پنج‌شنبه 08 خرداد 1393
| 02:52 | نویسنده : بانوی پرتقالی | ارسال نظر(1)

                

     

 

  

 

                   




تاريخ : پنج‌شنبه 08 خرداد 1393
| 02:46 | نویسنده : بانوی پرتقالی | ارسال نظر(0)

سلام دوستای خوبمبوسه

الان که دارم واستون مینویسم خیلی خیلی حالم بدهگریهاخه حواسم نبود تمام نوشته هامو پاک کردممتعجبگریهگریه.هر چی واسه این صفحه زحمت کشیده بودم توی یه لحظه ندونم کاریم از بین رفتفریاد.شووهر جونمم که خوابه و نمیشه فعلا ازش کمک گرفت.اخه خداییش همیشه میتونم روش حساب کنم واسه درست کردن خراب کاریامخجالتی

 

دوستای گل گلابم مجبورم فرض کنم که این صفحه رو تازه باز کردم تا یه ذره اعصابم اروم بگیرهمردد.چرا که چاره ای هم جز این ندارم.مردد.قول میدم با نوشته های مسحور کنندم بیام و همتونو حیرت زده کنمخندهولی خودمونیما عجب تمجیدی از خودم به عمل اوردم.ها ها ها...لبخندچشمکخنده

فعلا خداحافظی میکنم چون دارم  میمیرم واسه لالا.خنده

 

خوابای پرتقالی ببینیدچشمک




تاريخ : پنج‌شنبه 08 خرداد 1393
| 02:25 | نویسنده : بانوی پرتقالی | ارسال نظر(0)
پسـرم! گروهـی هستنـد که اگـر احترامشـان کنـی تـو را نـادان می‌داننـد و اگـر بی‌محلی‌شـان کنـی از گـزندشان بی‌امانـی. پس در احتـرام، انـدازه نگهـدار. سخت تریـن کـار عالـم محکـوم کـردن یک احمـق است. خـون خـودت را کثیـف نکـن. با کسـی که شکمش را بیشتـر از کتـاب‌هایش دوست دارد، دوستـی مکـن. هـان ای پسـر! در پیـاده رو که راه می‌روی، از کنـار بـرو. ملت می‌خواهنـد از کنـارت رد شوند!



تاريخ : پنج‌شنبه 08 خرداد 1393
| 01:22 | نویسنده : بانوی پرتقالی | ارسال نظر(0)
دعا لاستیک یدک نیست که هرگاه مشکل داشتی از آن استفاده کنی بلکه فرمان است که راه به راه درست هدایت می‌کند. می‌دونی چرا شیشیه جلوی ماشین آنقدر بزرگه ولی آینه عقب آنقدر کوچیکه؟ چون گذشته به اندازه آینده اهمیت نداره. بنابراین همیشه به جلو نگاه کن و ادامه بده. دوستی مثل یک کتابه. چند ثانیه طول می‌کشه که آتیش بگیره ولی سال‌ها طول می‌کشه تا نوشته بشه. تمام چیزها در زندگی موقتی هستند. اگر خوب پیش می‌ره ازش لذت ببر، برای همیشه دوام نخواهند داشت. اگر بد پیش می‌ره نگران نباش، برای همیشه دوام نخواهند داشت.
 
 

دوست‌های قدیمی طلا هستند! دوستان جدید الماس. اگر یک الماس به دست آوردی طلا را فراموش نکن
چون برای نگه داشتن الماس همیشه به پایه طلا نیاز داری.

اغلب وقتی امیدت رو از دست می‌دی و فکر می‌کنی که این آخر خطه،
خدا از بالا بهت لبخند می‌زنه و میگه: آرام باش عزیزم، این فقط یک پیچه نه پایان.

وقتی خدا مشکلات تو رو حل می‌کنه تو به توانایی‌های او ایمان داری.
وقتی خدا مشکلاتت رو حل نمی‌کنه او به توانایی‌های تو ایمان داره.

شخص نابینایی از سنت آنتونی پرسید: ممکنه چیزی بدتر از از دست دادن بینایی باشه؟
او جواب داد: بله، از دست دادن بصیرت.

وقتی شما برای دیگران دعا می‌کنید، خدا می‌شنود و آن را اجابت می‌کند
و بعضی وقت‌ها که شما شاد و خوشحال هستید یادتان باشد که کسی برای شما دعا کرده است.

نگرانی مشکلات فردا را دور نمی‌کند بلکه تنها آرامش امروز را دور می‌کند.




تاريخ : پنج‌شنبه 08 خرداد 1393
| 01:20 | نویسنده : بانوی پرتقالی | ارسال نظر(0)

زندگی سخت نیست…

زندگی تلخ نیست…

زندگی همچون نت‌های موسیقی، بالا و پایین دارد

گاهی آرام و دلنواز، گاهی سخت و خشن

گاهی شاد و رقص آور، گاهی پر از غم.

زندگی را باید احساس کرد…

زندگی را باید با همان نت‌های بالا و پایین ساخت

تا که از تکرار خسته نشویم

تا که دل، گاهی شکستن را یاد بگیرد

تا جوانه‌ی احساس، گوشه قلب‌ها خشک نشود…




تاريخ : پنج‌شنبه 08 خرداد 1393
| 01:16 | نویسنده : بانوی پرتقالی | ارسال نظر(0)




تاريخ : چهارشنبه 07 خرداد 1393
| 02:06 | نویسنده : بانوی پرتقالی | ارسال نظر(0)

بهنوش بختیاری با تیپ خفن در آرایشگاه

بهنوش بختیاری (متولد ۱۳۵۴ در قم) بازیگر و منشی صحنه ایرانی است. با چند مجموعه داستانی تلویزیونی پربیننده مانند شبهای برره (در نقش لیلون)، زندگی به شرط خنده و... بازیگری را شروع کرد . بهنوش بختیاری دانش آموخته زبان فرانسه است و از سال ۷۵ به بازیگری روی آورد.

بهنوش بختیاری با تیپ خفن در آرایشگاه

بهنوش بختیاری
بهنوش بختیاری با تیپ خفن در آرایشگاه




تاريخ : چهارشنبه 07 خرداد 1393
| 01:06 | نویسنده : بانوی پرتقالی | ارسال نظر(0)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران


  • وب شیمی
  • وب سمفونی
  • وب قالب بلاگفا
  • وب رفتن